الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
497
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
برآورد و گفت : اى ابا هاشم ، آن را برگير و ما را معذور دار . ( 1 ) 6 - از ابى على مطهّر كه در سال قادسيه ( يعنى سالى كه مردم از ترس تشنگى از سفر حج برگشتند ) به آن حضرت نوشت و اعلام كرد كه مردم از ترس تشنگى برگشتهاند و او هم از تشنگى بيم دارد ، آن حضرت در پاسخ وى نوشت : شما برويد و باكى بر شما نيست ان شاء الله و به سلامتى رفتند وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . ( 2 ) 7 - از على بن حسن بن فضل يمانى كه گفت : به جعفرى از آل جعفر ، خلق بسيارى حمله كرد كه تاب مقاومت در برابر آنها نداشت و به ابى محمد نوشت و شكايت كرد از اين موضوع و در پاسخش نوشت : از آنها دفاع مىشود نسبت به شما ان شاء الله تعالى و جعفرى با ياران اندكى بدانها حمله كرد و آن مردمى كه از بيست هزار تن بيشتر بودند ، به دست او تباه شدند با آنكه ياران او از هزار كمتر بودند . ( 3 ) 8 - از محمد بن اسماعيل علوى كه گفت : ابو محمد نزد على بن نارمش ، زندانى شد كه ناصبىترين مردم بود و سختگيرترين آنان بود نسبت به آل ابى طالب و به او سفارش شد كه با آن حضرت چنين كن و چنين كن ( يعنى او را شكنجه بده ) يك روز بيشتر امام نزد او نماند كه در برابر او ، چهره بر خاك سائيد و از احترام و تعظيم او ، به روى آن حضرت ديده نمىانداخت و در برابرش سر به زير بود ، حضرت از نزد او بيرون شد و او از همهء مردم بيناتر به مذهب شيعه شده بود و در بارهء امام ستايشگرتر شده بود . ( 4 ) 9 - سفيان بن محمد ضبعى گويد : نامه به ابى محمد امام عسكرى ( ع ) نوشتم و از آن حضرت از تفسير وليجه پرسيدم كه