الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
49
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) موضوع سخن كردى و پرسش نمودى ؟ من گفتم : آرى ، راوى گويد : امام ( ع ) در اينجا : 1 - ياد آور آياتى شد كه خدا در بارهء على ( ع ) فرو فرستاده است . 2 - ياد آور شد آنچه را رسول خدا ( ص ) به على ( ع ) در بارهء حسن و حسين ( ع ) فرموده : و آنچه را در بارهء على ( ع ) به خصوص فرموده است . 3 - ياد آور شد آنچه را رسول خدا ( ص ) در بارهء على ( ع ) راجع به وصيت به وى و نصب او به خلافت فرموده و آنچه به آنها مىرسد از گرفتارى و مصيبت . 4 - يادآور شد اقرار و اعتراف حسن و حسين ( ع ) را نسبت بدان . 5 - ياد آور شد وصيت كردن على ( ع ) را به حسن و تسليم شدن حسين ( ع ) را به امامت او به وسيلهء قول خدا ( 6 سوره احزاب ) : « پيغمبر أولى و أحق است به مؤمنين از خودشان ( يعنى اختيار امور آنها را دارد ) و زنان او مادران آنهايند و أولو الارحام بر يك ديگر مقدم و صاحب اختيارند در كتاب خدا » . من گفتم : بىترديد مردم در بارهء امام باقر ( ع ) سخنها گفتند و اعتراض آنها اين بود كه چگونه امامت از ميان همهء اولاد پدرش به او رسيد با اين كه در ميان آنها برادرانى داشت كه در خويشى با او برابر و در سن از او بزرگتر بودند ( چون زيد بن على ) و برادران كوچكتر هم داشت كه امامت به آنها هم نرسيد ( يا مراد اين است كه در بارهء امام باقر اعتراض كردند راجع به اين كه امام صادق را وصى خود نمود با اين كه زيد برادر بزرگترش زنده بود و عبد الله پسر بزرگترش هم زنده بود ( با اندكى تصحيح از مجلسى ره ) . امام ( ع ) فرمود : امام به سه خصلت شناخته شود كه در