الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

435

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

( 1 ) پيغام دهى برگردد ، و مأمون كس نزد آن حضرت فرستاد و خواهش كرد كه برگردد و آن حضرت كفش خود را خواست و پوشيد و سوار شد و برگشت . ( 2 ) 8 - از ياسر خادم گويد : چون مأمون از خراسان بيرون شد و آهنگ بغداد داشت و فضل ذو الرياستين با او بيرون آمد و ما هم با امام رضا ( ع ) بيرون شديم نامه‌اى به فضل بن سهل ذو الرياستين از برادرش حسن بن سهل رسيد و ما در يكى از منزلهاى ميان راه بوديم ، حسن به برادر خود نوشته بود : من در تحويل سال از نظر حساب نجومى نگاه كردم و از آنجا دريافتم كه تو در فلان ماه روز چهارشنبه گرمى آهن و آتش خواهى چشيد و رأى من اين است كه در آن روز به همراه امير المؤمنين و امام رضا به حمام به روى و حجامت كنى و از خون آن به دست خود بريزى تا نحوست آن از تو برود . ذو الرياستين آن را به مأمون نوشت و از او خواست كه از امام رضا ( ع ) اين را درخواست كند ، و مأمون به امام رضا ( ع ) نوشت و از آن حضرت اين را در خواست كرد ، و امام رضا ( ع ) در پاسخ نوشت من فردا به حمام نمىروم و براى تو و فضل هم صلاح نمىدانم كه فردا به حمام رويد ، دوباره نامه به او نوشت و امام رضا ( ع ) باز در جواب نوشت : يا امير المؤمنين من فردا به حمام نمى روم زيرا رسول خدا ( ص ) را امشب در خواب ديدم و به من فرمود : اى على فردا به حمام مرو ، من براى تو و سهل هم صلاح نمىدانم كه فردا به حمام برويد ، مأمون در پاسخ حضرت نوشت : اى آقاى من تو راست فرمودى و رسول خدا ( ص ) هم راست گفته است ، من