الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

373

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

بوديم كه فرمود : نزد ما است گنجينه‌هاى زمين و كليدهايش و اگر بخواهم به يكى از دو پايم گويم : بر آور آنچه طلا در تو است ، بر آورد . گويد : سپس با يك پايش خطى بر زمين كشيد و زمين شكافت ، سپس دست برد يك شمش طلا به اندازهء يك وجب برآورد ، سپس فرمود : خوب نگاه كنيد ، ما نگاه كرديم ، ديديم شمشهاى طلاى بسيارى است روى هم ريخته و مىدرخشد ، يكى از ماها به آن حضرت گفت : قربانت ، به شما داده شده است آنچه داده شده و شيعهء شما نيازمندند ؟ فرمود : به راستى خدا به زودى براى ما و شيعهء ما ، دنيا و آخرت را فراهم آورد و آنها را به بهشت پر نعمت برد و دشمنان ما را به دوزخ اندازد . ( 1 ) 5 - از ابى بصير كه گويد : مرا همسايه‌اى بود از كارمندان شاه و تنخواه بسيارى به دستش افتاد و رامشگرانى زنانه آماده ساخت و آنها را گرد هم فراهم مىكرد و جشن مىگرفت و مَى مينوشيد و مرا مىآزرد ، من چند بار نزد خود او گله كردم و باز نايستاد و چون بر او بسيار باز گفتم : به من گفت : اى گوينده ، من مردى گرفتار و بدبختم و تو مردى درستكار و بر كنار ، اگر مرا نزد يار و رهبر خود ياد مىكردى ، اميد داشتم كه خدا به كمك تو مرا دريابد در دلم افتاد كه براى او اين كار را بكنم و چون نزد امام صادق ( ع ) آمدم و حال او را ياد آور شدم . به من فرمود : چون برگشتى به كوفه به ديدن تو مىآيد و به او بگو جعفر بن محمد به تو مىگويد آنچه را اندر آن گرفتارى و انه و من براى تو ضامن بهشتم در نزد خدا ، چون من به كوفه برگشتم با ديگران به ديدن من آمد ، او را باز داشتم تا خانه تهى شد . سپس به او گفتم : اى دوست من ، به راستى من تو را نزد