الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
283
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) 24 - امام صادق ( ع ) فرمود : عبد المطلب امتى تنها محشور شود كه بر او است خرمى ملوك و رخسارهء پيغمبران و اين براى آن است كه اول كسى بود كه بداء را قائل شد ، فرمود : عبد المطلب رسول خدا را به سوى شبانهاى خود فرستاد كه شترها از جلوشان پراكنده شده بودند و تا آنها را فراهم ساخت دير آمد نزد او ، عبد المطلب حلقهء در خانهء كعبه را گرفت و مىگفت : پروردگارا آل خود را هلاك مىكنى ؟ اگر بكنى يك موضوعى برايت رخ داده است . رسول خدا شترها را آورد در حالى كه عبد المطلب به هر سو و هر دره و راهى به جستجوى او فرستاده بود و خود فرياد مىزد : پروردگارا آيا اهل خود را هلاك كنى ، اگر بكنى موضوعى برايت رخ داده است ، و چون رسول خدا را ديد ، او را گرفت و بوسيد و گفت : من ديگر هرگز تو را پس از اين به كارى نمىفرستم ، زيرا مىترسم ربوده شوى و كشته گردى . داستان اصحاب فيل و اقدام عبد المطلب ( 2 ) 25 - امام صادق ( ع ) فرمود : چون صاحب حبشه ، لشكرى را به همراه فيل فرستاد تا خانهء كعبه را ويران كند ، در راه ، به يك گله شتر از عبد المطلب برخوردند و آن را بردند ، خبر به عبد المطلب رسيد و نزد صاحب حبشه آمد ، دربان نزد او رفت و گفت : اين عبد المطلب بن هاشم است ، پرسيد چه مىخواهد ؟ مترجم گفت : دنبال شتران خود آمده كه لشكر ما آنها را بردهاند و از تو