الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
263
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) 7 - مفضل گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم : چگونه بوديد آنگاه كه شما در اظله مىزيستيد ؟ فرمود : اى مفضل ، نزد پروردگار خود بوديم ، نبود نزد او كسى جز ما ، در يك سايهء سبز رنگ ، او را تسبيح مىگفتيم و تقديس مىكرديم و به يگانگى مىستوديم و به بزرگوارى ياد مىنموديم ، جز ما نه فرشتهء مقربى بود و نه صاحب روحى تا آنكه براى او آفرينش همه چيز پيش آمد و آفريد هر چه را خواست چنانچه خواست از فرشتهها و ديگران و سپس علم آن را به ما داد . ( 2 ) 8 - از امام صادق ( ع ) ، كه مىفرمود : به راستى ما نخستين خاندانيم كه خدا نام ما را بلند كرد ، به راستى مطلب اين است كه چون خدا آفريد آسمانها و زمين را به يك جارچى فرمان داد تا سه بار جار زد ، گواهم كه نيست شايستهء پرستشى جز خدا - سه بار - گواهم كه محمد رسول خدا است - سه بار - گواهم كه على امير المؤمنين است به راستى - سه بار - . ( 3 ) 9 - از امام صادق ( ع ) ، فرمود : به راستى خدا بود و هيچ نبود ، پس آفريد پديدش و مكان را و آفريد نور الانوار را كه از آن هر نورى را آفريد و بر او روانه كرد از نور خود كه از آن همه نورها نورانى شوند و آن نورى بود كه از آن محمد و على را آفريد و هميشه اين دو ، نورهاى نخستين بودند ، زيرا چيزى پيش از آنها پديد نشده بود ، پس پيوسته روانه شدند ، دو هستى پاك و پاكيزه در