الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

249

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

راستى خدا پيمان شيعيان ما را به ولايت ما گرفته است در حالى كه ذر بودند ، در روزى كه در آن روز پيمان بر ذرها ستد براى اقرار به ربوبيت خود و به نبوت محمد ( ص ) ، و خدا امت محمد ( ص ) را بر آن حضرت عرضه كرد در عالم طينت و آنان سايه‌اى بودند و آنها را از همان گِل آفريد كه آدم ( ع ) را از آن آفريد و خدا ارواح شيعه‌هاى ما در دو هزار سال پيش از بدن‌هاى آنها آفريد و بر آن حضرت عرضه كرد و رسول خدا ( ص ) را به آنها شناسانيد و على ( ع ) را به آنها شناسانيد و ما هم آنها را از سياق گفتار و گوشه و كنايهء آن مىشناسيم . باب در شناسائى ائمه دوستان و پيروان خود را و تفويض به ائمه ( ع ) 1 - امام صادق ( ع ) فرمود : مردى نزد امير المؤمنين ( ع ) آمد و آن حضرت با اصحاب خود بود ، آن مرد به آن حضرت سلام كرد و عرض كرد : به خدا من ترا دوست دارم ، و پيرو توأم ، امير المؤمنين ( ع ) به او فرمود : دروغ مىگوئى . گفت : آرى به خدا به راستى من دوستت دارم و پيرو توأم ، تا سه بار تكرار كرد و امير المؤمنين ( ع ) فرمود : تو دروغ مىگوئى ، تو چنان كه مىگوئى نيستى ، به راستى خدا ارواح را دو هزار سال پيش از بدن‌ها آفريده و سپس دوستان ما را به ما عرضه داشته ، به خدا من روح تو را در ميان