الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
231
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) گويد : گفتم ( 40 سوره حاقه ) : « به راستى كه آن گفتار رسول ارجمندى است » فرمود : يعنى گفتهء جبرئيل است از طرف خدا در بارهء ولايت على ( ع ) . گويد : گفتم ( 41 ) : « نيست آن گفتهء شاعر چه بسيار كم از شما ايمان مىآوريد » در پاسخ فرمود كه : گفتند محمد دروغ بندد به پروردگارش ، خدا او را بدين حكم در بارهء على دستور نداده است و خدا در اين باره قرآنى فرستاد و فرمود : به راستى ولايت على ( 43 ) : « نزول حكمى است از طرف پروردگار عالميان » ( 44 ) : « اگر به ما بندد ( محمد ) يكى از گفتهها را » ( 45 ) : « هر آينه دست راستش را محكم بگيريم » ( 46 ) : « به راستى ( ولايت على ) هر آينه يادگارى است براى متقيان » ( براى جهانيان - دانشمندان خ ل ) ( 48 ) : « به راستى ما مىدانيم كه از شما است مكذّبان پيغمبر » ( 49 ) : « و به راستى كه ( على ع ) مايهء افسوس است بر كافران » ( 50 ) : « و به راستى كه ( ولايت او ) هر آينه حق اليقين است » ( 51 ) : « پس تسبيح بگو ( اى محمد ) به نام پروردگارت كه بزرگ است » مىفرمايد : شكر كن براى پروردگارت كه اين فضل را به تو داده . گفتم : قول خدا ( 13 سوره جن ) : « چون فرياد رهنمائى را شنيديم بدان گرويديم » فرمود : رهنمائى همان ولايت است ، يعنى ايمان آورديم به مولاى خود و هر كه به مولاى خود ايمان آرد « پس نترسد از كاستى و زبونى » ( ميان دو جملهء مذكوره از آيهء « فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّهِ » در قرآن وارد است كه امام آن را به ولايت تفسير كرده با تغيير عبارت براى آنكه هر كه به ولايت معتقد نيست به خدا معتقد نيست چون ولايت شرط ايمان است و ممكن است منظور از كلمهء رب اعم از خدا