الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
161
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
كنار شد و هرگز ديدى كه بردن حقى را خدا تعالى نعمت سازد جز اين . ( 1 ) 3 - به چند سند از امير المؤمنين ( ع ) راجع به احتجاج آن حضرت بر عاصم بن زياد كه عبا پوشيده و جامهء نرم را از تن دور كرده روايت شده كه برادرش ربيع بن زياد شكايت او را به امير المؤمنين نمود و گفت : با اين روش خاندان خود را غمنده و فرزندان خود را اندوهناك ساخته . امير المؤمنين فرمود : عاصم بن زياد را نزد من بياوريد ، او را آوردند چون او را ديد روى به دو ترش كرد و به او فرمود : از خانوادهء خود شرم نكردى و به فرزندانت رحم نكردى ، تو معتقدى كه خدا طيبات را براى تو حلال كرده و نخواسته تو از آنها برى بگيرى ، تو در پيش خدا از اين زبونترى . آيا خدا نيست كه فرموده ( 10 - 11 سوره رحمان ) : « زمين را براى مردم بر نهاديم ، در آن ميوه است و نخل صاحب غنچهها » آيا خدا نيست كه مىفرمايد ( 19 سوره رحمان ) : « آميختند دو دريا و به هم برخوردند ، ميانشان برزخى است كه به هم برنيايند » تا آنجا كه مى فرمايد : « از آنها لؤلؤ و مرجان بر آيد » به خدا سوگند پذيرش نعمتهاى خدا به كردار نزد او دوستتر است از پذيرش آنها به گفتار ( يعنى به ذكر و دعا ) و خدا عز و جل فرموده ( 11 سوره ضحى ) : « و امّا به نعمت پروردگارت باز گو كن » . عاصم عرض كرد : يا امير المؤمنين پس چرا خود در خوراكت به طعام ناگوار و درشت اكتفاء كردى و در لباست به جامهء زبر و درشت ؟ فرمود : واى بر تو به راستى خدا بر امامان عادل لازم كرده