الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

145

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

خدا را به ياد آن كس آورم كه پس از من والى بر مسلمانان است ، كه مبادا رحم نكند بر جماعت مسلمانان ( مگر آن كه مهربان باشد بر جمع مسلمانان خ ل ) بايد سالخوردگان و بزرگان امت را احترام گذارد به ناتوانان مهر ورزد و از دانشمند آنان احترام كند و بدانها زيان نرساند تا آنها را خوار كند و آنها را به تهى دستى نيندازد تا از دين به در كند و در خانه خود را به روى آنها نبندد تا تواناى آنان ناتوانشان را ببلعد و آنان را در قشون‌كشىها به سختى نراند ( بسيج عمومى نكند خ ل ) ( همه را در مرزها ساخلو نكند و در آنجا نگهدارد خ ل ) تا نسل امتم را قطع كند . سپس فرمود : من تبليغ كردم و اندرز دادم گواه باشيد ، امام صادق ( ع ) فرمود : اين آخرين سخنى بود كه رسول خدا ( ص ) بر منبر فرمود . ( 1 ) 5 - حبيب بن ابى ثابت گويد : خدمت امير المؤمنين عسل و انجير از همدان و حلوان ( شهرى در كردستان بوده است در حدود خانقين ) آوردند ، آن حضرت به كدخدايان دستور داد يتيمان را حاضر كردند و آنها را بر سر خيكهاى عسل نشانيد تا بخورند و او با قدح آنها را ميان مردم تقسيم مىكرد . و به او عرض شد : يا امير المؤمنين براى چه يتيمان را مأمور ليسيدن در مشكها كرديد ؟ فرمود : امام پدر يتيمان است و من به حساب پدرها آنها را به ليسيدن در خيكهاى عسل واداشتم . ( 2 ) 6 - از امام صادق ( ع ) كه پيغمبر ( ص ) فرمود : من از هر مؤمنى به خودِ او اولى هستم و على بعد از من به دو اولى و أحق است .