الشيخ محمد تقي التستري ( مترجم : سيد علىمحمد موسوى جزايرى )

59

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي )

برايش بيان داشت . عمر دستور داد زن را سنگسار كنند . اتفاقا پيش از آن كه او را سنگسار كنند ، امير المؤمنين - عليه السلام - او را ديد و از قضيه با خبر گرديد ، پس به عمر فرمود : بايد بگويى زن راست مىگويد ؛ زيرا خداوند در قرآن مىفرمايد : « وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً ؛ « 1 » مدت حمل و از شير گرفتن فرزند ، سى ماه است » و در آيهء ديگر مىفرمايد : « وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ ؛ « 2 » مادران فرزندان خود را دو سال تمام شير مىدهند » . و وقتى كه بيست و چهار ماه دوران شير دادن از سى ماه كم شود شش ماه مىماند كه كمترين دوران حاملگى است . عمر گفت : « اگر على نبود عمر به هلاكت مىرسيد » و زن را آزاد نمود « 3 » . 4 - آبستنى دختر ( 1 ) در زمان خلافت عثمان پيرمردى دخترى را به همسرى گرفت پس از مدتى دختر آبستن گرديد ، پيرمرد حمل را انكار مىكرد ، ماجرا را به نزد عثمان بردند ولى حكم مسأله بر عثمان مشتبه گرديد و از دختر پرسيد ؛ آيا او هنوز دوشيزه است ، دختر به اين مطلب اقرار نمود . عثمان دستور داد وى را حدّ زنند . امير المؤمنين - عليه السلام - اين را شنيد ، پس به عثمان فرمود : شايد موقعى كه پيرمرد آميزش نموده رحم زن نطفه را جذب كرده و آبستن شده است ، بدون اينكه منجر به افتضاض شود مرد تصديق كرد و گفت : آرى ، من هميشه نطفه‌ام را در ابتداى رحم ريخته‌ام ، بدون اينكه افتضاض حاصل شود . امير المؤمنين - عليه السلام - فرمود : حمل از همين پيرمرد است و بايد در سزاى انكارى كه كرده عقوبتى تأديبانه شود . و عثمان نيز طبق داورى آن حضرت حكم

--> ( 1 ) - سورهء احقاف ، آيهء 14 . ( 2 ) - سورهء بقره ، آيهء 233 . ( 3 ) - مناقب ، سروى ، قضاياه ( ع ) فى خلافة عمر . ارشاد ، مفيد ، ص 110 .