الشيخ محمد تقي التستري ( مترجم : سيد علىمحمد موسوى جزايرى )
33
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي )
زن : زمانى كه اين فرزند را در شكم داشتم ، پدرش با گروهى به سفر رفت ، ولى با آنان بازنگشت ، احوالش را از ايشان جويا شدم گفتند : مرده . گفتم : اموالش چطور شده ؟ گفتند : چيزى از خود بر جاى ننهاده ! گفتم : پس هيچ وصيت و سفارشى براى ما به شما نكرد ؟ گفتند : چرا تنها يك وصيت نمود ، وى مىدانست كه تو باردارى ، سفارش نمود به تو بگوييم فرزندت پسر باشد يا دختر ، نامش را « مات الدين » بگذارى . داوود گفت : آيا همسفرهاى شوهرت مردهاند يا زنده ؟ گفت : زنده . گفت : مرا به خانههايشان راهنمايى كن . زن ، داوود را به خانههاى آنان برد ، داوود همه آنان را گردآورده به همان ترتيب از ايشان بازجويى نمود و چون جنايت ايشان برملا گرديد خونبها و مال مقتول را بر عهدهء آنان گذاشت و به زن گفت : حالا نام پسرت را « عاش الدين ؛ زنده است دين » بگذار « 1 » . و همين خبر را كلينى ( ره ) نيز به اسنادى ديگر از اصبغ بن نباته نقل كرده كه مىگويد : امير المؤمنين - عليه السلام - در قضيهاى چنان قضاوت شگفتانگيزى نمود كه هرگز مانند آن را نشنيدهام و سپس همين داستان را نقل نموده تا آنجا كه مىگويد : امام - عليه السلام - با آن گروه به نزد شريح برگشتند و آن حضرت اين مثل معروف را براى شريح مىخواند : اوردها سعد و سعد مشتمل * يا سعد ما تروى على هذا الابل « مردى به نام سعد ، شتران خود را براى آب دادن وارد رودخانه كرده در حالى كه خود را در ميان لباسش پيچانده بود ؛ اى سعد ! با اين وضع نخواهى توانست شترانت را آب دهى » .
--> ( 1 ) - فروع كافى ، كتاب الديات ، باب النوادر ، حديث 8 . تهذيب ، باب الزيادات فى القضايا و الاحكام ، حديث 82 . من لا يحضر ، ابواب القضايا و الاحكام ، باب الحيل فى الاحكام ، حديث 11 .