الشيخ محمد تقي التستري ( مترجم : سيد علىمحمد موسوى جزايرى )
121
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي )
دنياپرست ) مگر به واسطهء صداى كفش متملّقانى كه به دنبالشان راه مىروند ، آنگاه فرمود : براى چه آمدهاى ؟ گفتم : آمدهام از شما معناى شرف و مروّت و عقل را بپرسم . امام - عليه السلام - فرمود : اما شرف ؛ كسى كه سلطان او را شريف بدارد با شرافت است . و اما مروت ؛ عبارت است از آراستن معيشت و اصلاح زندگى . و اما عقل ، پس كسى كه از خدا بترسد و پرهيزكار باشد خردمند است « 1 » . 27 - نعمتهاى الهى ( 1 ) ابىّ بن كعب در حضور پيامبر گرامى - صلّى اللّه عليه و آله - اين آيهء شريفه را خواند : « وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً « 2 » ؛ و تمام كرد خدا بر شما نعمتهايش را چه آشكارا و چه پنهان » . در اين هنگام رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - به حضّار مجلس كه از جملهء آنها ابو بكر و عمر و عثمان و ابو عبيده و عبد الرحمن بود فرمود : بگوييد ببينم اول نعمتى كه خداوند به شما ارزانى داشته چيست ؟ آنان همگى از مال و ثروت و زن و فرزند سخن گفتند ، و چون ساكت شدند پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - به على - عليه السلام - رو كرده به او فرمود : يا على ! تو هم بگو ، على - عليه السلام - شروع كرد به شمردن ، خداوند مرا از نيستى به هستى آورد مرا موجودى زنده قرار داد ، نه جامد و بىجان ، مرا انسانى متفكر و هوشمند قرار داد نه ابله و فراموشكار ، در بدنم قوا و مشاعرى آفريد كه به وسيلهء آنها آنچه بخواهم ادراك مىكنم ، در ساختمان وجودم شمع تابان خرد را آفريد ، مرا به آيين خودش هدايت نمود و از گمراهى نجات بخشيد ، برايم راه بازگشتى به حيات جاودان قرار داد ، مرا آزاد و مالك قرار داد نه برده و مملوك ، آسمان و زمينش را با آنچه كه در
--> ( 1 ) - روضهء كافى ، ص 241 ، حديث 331 . ( 2 ) - سورهء لقمان آيهء 20 .