الشيخ محمد تقي التستري ( مترجم : سيد علىمحمد موسوى جزايرى )
117
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي )
فهميدم كه بر من منت گذاشته و من هم او را شكر كردم . پرسيد ؛ چه چيز سبب شده كه به ملاقات و ديدار او علاقهمند گردى ؟ فرمود : چون ديدم آيين فرشتگان و پيامبرانش را براى من برگزيده و نعمت را بر من تمام كرده دانستم خدايى كه اين گونه مرا گرامى داشته هرگز فراموشم ننموده ، به همين سبب به ديدار او مشتاق گرديدم « 1 » . 18 - نسبت يگانگى به خداوند ( 1 ) در روز جنگ جمل هنگامى كه امير المؤمنين - عليه السلام - سرگرم تدبير امور جنگ بود ، مردى اعرابى برخاست و گفت : يا امير المؤمنين ! آيا مىگويى خدا يگانه است ؟ در اين موقع مردم از هر سو زبان به اعتراض گشوده به او گفتند : آيا نمىبينى آنچه را كه امير المؤمنين - عليه السلام - در آن است از پريشانى دل و پراكندگى حواس ؟ ! امام - عليه السلام - به آنان فرمود : او را واگذاريد كه ما آنچه از دشمن مىخواهيم اين اعرابى از آن پرسيده است . آنگاه به مرد عرب فرمود : نسبت يگانگى به خداوند چهار قسم است ؛ دو قسم آن رواست و دو قسم ديگر ناروا . اما آن دو كه روا نيست ، يكى نسبت يك است كه در برابر دو مىباشد ، و وجه نارواييش اين است كه خدا دو ندارد و در باب اعداد يكى كه دو ندارد داخل در اعداد نبوده به آن يك گفته نمىشود . و ديگرى يكى كه مراد از آن ، نوعى از جنس باشد و اين هم روا نيست ؛ زيرا اين تشبيه به مخلوقات است و خداوند از آن منزه است . و اما آن دو قسمى كه رواست يكى اين است كه مقصود از نسبت يگانگى نظير نداشتن در اشياء و مخلوقات باشد ، و ديگرى اين كه گويند « خداوند احدىّ المعنى است » كه مقصود عدم انقسام در وجود و انديشه و خيال باشد ، و پروردگار ما اين
--> ( 1 ) - توحيد ، صدوق ، باب 41 ، حديث 6 .