الشيخ محمد تقي التستري ( مترجم : سيد علىمحمد موسوى جزايرى )
10
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي )
در خاتمه ثواب اين ترجمه را به روح مطهّر پدر بزرگوار آية اللّه حاج سيد محمّد موسوى ( قدس سره ) تقديم مىدارم . 26 ذى القعدة الحرام 1414 18 / 2 / 1373 موسوى در مدح مولا ( ع ) اهل خرد در عجب ، ز عشق و عرفان دوست * من چه بگويم كه حق ، نشسته در جان دوست پيك امين مفتخر ، كه در شب پرخطر * بزد دو تك بال و پر ، بشد نگهبان دوست جنگ و جهادش برين ، صوت دعايش حزين * روح ز تن مىبرد ، جمال تابان دوست مادر گيتى شعف ، كه زاده درّ و صدف * امير و شاه نجف ، بود به فرمان دوست آنچه كه خواهد روا ، حبّ و ولايش دوا * چاره چه سازم كه مى ، نهفته در آن دوست مكرمت ولايت ، مسئلت و منزلت * و سورهء هل اتى ، برفته در شان دوست تا كه سلونى بگفت ، قلب عدو را بكفت * اشعث و ذعلب بيفت ، به خاك خذلان دوست شمس و قمر منفعل ، منزوى و منعزل * چون كه بشد مشتمل ، فروغ رخشان دوست مدح وفايى ببين ، شمس و سنايى چنين * حافظ و سعدى قرين ، اسير دستان دوست هم دل و هم جان ما ، هم سر مستان ما * هستى و امكان ما ، شود به قربان دوست دوش به وقت سحر ، گفته همان مطهّر * اين اثر پرثمر ، بماند از آن دوست گر نظرى او كند ، موهبتى گر دهد * صخره طلا مىشود ، خوشا به مهمان دوست شاد بود موسوى ، اگر كند پيروى * به عزم و رزم قوى ، ز شرع ياران دوست