محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )

85

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )

دى وتموز « 1 » بودى ومرا گويى در نفس ودين خويش بنگر وبر امّت رسول ببخشاى وامّت رسول را در فتنه مينداز ومن خود هرآينه بر اين امّت از ولايت تو فتنهء عظيمتر نبينم واز براي خود وامّت رسول ، ثوابي فاضلتر از مجاهدت تو ندانم . پس اگر با تو دراندازم ، مرا به سوى خداى سبحانه قربتى بود واگر واگذارم ، هم از خداى سبحانه مغفرت مىطلبم وبر امر خويش توفيق رشاد مىخواهم . فأبشر يا معاوية بالقصاص واستيقن بالحساب واعلم أنّ للّه تعالى كتابا « لا يغادر صغيرة ولا كبيرة الّا أحصيها » . « 2 » واز اينگونه كلمات خشونت‌آميز بسى نوشت وفضايح اعمال وافعال أو در آن درج كرد وبدو فرستاد وبا اين همه خشونت جانب وعزّت طبع ، بسى متواضع وفروتن بود ، با فقراى امّت بر يك خوان مىنشست وبر سيرهء مساكين مىزيست وآنچه داشت بر ايشان ايثار مىكرد . فضايل امام حسين ( ع ) صولى گفت وقتي أبو عبد اللّه را با برادر خويش محمّد پسر حنفيه سخنى رفت واتفاق وحشتي افتاد ، « 3 » محمد بدو نوشت كه تو را از جانب پدر بر من مزيّتى نيست كه هر دو از يك نژاديم ولى از مادر نتوانم گفت كه مادر تو دختر رسول است وهم از اين روى تو را رضاى من حاصل بايد كرد كه تو به فضل سزاوارتر باشى . أبو عبد اللّه اين دل‌نمودگى از أو بپذيرفت وبه وثاق أو شد ورضاى أو حاصل كرد .

--> ( 1 ) . در دى ( زمستان ) به سوى يمن مىرفتند ودر تموز ( تابستان ) به شام وبزرگ تجارت قريش وهمه افتخارشان از اين دو سفر بود ( مؤلف ) در اينجا حضرت اشاره به سورهء قريش دارد . لايلاف قريش ، ايلافهم رحلة الشتاء والصيف . قريش در اين دو سفر كه براي كسب وتجارت مىرفتند به خاطر احترام كعبه وخانهء خدا در راهها امنيت داشتند وخداوند با بعثت حضرت رسول اين منت را بر آنها نهاد كه در ايّام حج همه به مكة مشرّف شدند وآنجا نيز محل تجارت قرار گرفت . ( 2 ) . الكهف : 49 ( 3 ) . كدورتى حاصل شد .