محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )

60

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )

سالى صد هزار تومان وصد وپنجاه هزار تومان به اسم تخفيف بردند ومملكتي كه پناه وملجأ دولت إيران بود ، خراب وبه اين صورت كردند . اگر تجارت است ، تجّار وكسبه از بس ده يك وده‌نيم داده‌اند وقيمت واجرت تلگراف دادند وبه در خانه اين وآن دويدند ، جمعا گدا وسايل به كف شده‌اند . جناب اجلّ عالي آزموده ومىداند كه دار الخلافة مركز مملكت است ونقطهء مدار سلطنت ، هزارگونه تجارت ودادوستد در اينجاست . يك تاجر نمانده است كه هزار تومان براي أو اعتبار مانده باشد . همه دزد ومتقلّب وكلاهبردار وكار تجارت ممالك محروسه كه أعظم مهم دولتي وسلطنتى است ، بجايى رسيده است كه حاجى حسن صرّاف « 1 » عامل پانيوت پادار وصاحب يورت تجارت شده است وشخصي است كه معتمد التجّارش مىگويند . در كوچه‌ها وبازارها گاهى چوبش مىزنند وطلب أرباب طلب از أو مىخواهند . گاهى هم گدايى وسؤال مىكند . هنوز در خاطرم است كه وقتي گفتند فلانى سيصد تومان داده است ومعتمد التجار لقب گرفته است ، كسى گفت اگر تجّار به أو اعتماد دارند ، دادن سيصد تومان ضرورتي نداشت واگر ندارند اين اسم چه فايده براي أو دارد . مزهء اين بيان سالهاست كه در مذاق فدوى باقي است ودر همهء ألقاب دولتي ومملكتي لطيفه اين تشنيع را بكار مىتوان برد . كتابچه‌هايى كه همين أوقات در مصلحت خانهء مدرسهء مباركه نوشته‌ام ويك سه چهارش به ملاحظهء عالي رسيد در حقيقت براي ملاحظهء اين دقايق وتدارك اين معايب كافى است . ولى كو مصطفى كه رقم بخواند ؟ « 2 »

--> ( 1 ) . منظور حاج محمد حسن أصفهاني امين دار الضرب است . ( 2 ) . در حاشية نوشته شده است : « لنگه دنيا را چهارصد سال است كه پيدا كرده‌اند ومردم آنجا در أول چهار كرور بودند وهم وحشى وبصورت سباع وبهايم . حالا قريب دويست كرور جمعيت دارد وچقدر ثروت ومكنت وحشمت وشوكت كه افزوده‌اند كه مىتوان گفت أول شخص وأول دولت روى زمين شده‌اند . آخر اين دولت إيران است اقلا هشت هزار سال