محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )

34

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )

استخوانها بيفسرد ونفسها در كأم بسته گشت وبرفهاى گران افتاد وبارانهاى شديد غزير بباريد وراهها مطموس گشت وطرق آمد وشد كاروانها مسدود ماند وطريق امداد واعداد از ساير بلاد متعذّر گشت . مردمان به گوشت وپوست يكديگر درآويختند وشنيدم كه در ديگر بلاد إيران چون قم وصفاهان وكاشان وهمدان بر أنواع جانوران ابقا نكردند وگربه وسگ ناياب شده بود وموش از سوراخ سر بدر نمىكرد وهركس را بر حال ديگرى رقّت نبود . . . بديدهء معاينت بديدم وبه چشم مشاهدت در نگرستم كه در كوى وبرزن ، جز از خوف مرگ والتهاب جوع اثر نه ، همهء خاطرها افسرده ورخسارها پژمرده وچشمها در مغاك شده ومرگ را خواستار آمده واز غايت گرسنگى از زندگى سير شده وبر اميد لقمه‌اى نان ، نقد روان درباخته . . . واين واقعهء عظمى وداهيهء كبرى به ديرگاه همهء خلق إيران را مستمر بود ودلها در بوتهء التهاب منزجر ، تا طليعهء بهار تسع وثمانين ومأتين بعد الألف ( 1289 ه . ق ) بدميد وباد نوروزى وزيدن گرفت وابر آزارى شاد روان بركشيد ودست فروردين بر بسيط زمين ، بساط زمرّدين بگسترد وروى هوا بشكفت وباد بهاران بر كنار جويباران مشك تتارى وعود قمارى بساييد وسرو آزاد قامت برافراخت وبيد مولد بر حشمت أو پشت تا كرد . . . » « 1 » . نسخه‌اى از اين كتاب نزد آقاى حسين نواب بوده است « 2 » . نسخه‌اى نيز أخيرا در دو جلد در كتابخانهء آستانهء شاهچراغ شيراز مشاهده شد كه اقدام به تهيه فيلم از آن نموديم . أستاذ منزوى نيز از آن تحت شمارهء 4362 فهرست خود ياد كرده است . 9 . عقد اللئالي في نقد المعالي اعتماد السلطنة دربارهء اين كتاب مىنويسد : « ميرزا محمد إبراهيم بدايع‌نگار ،

--> ( 1 ) . نقل از سياستگران دورهء قاجار ، خان ملك ساسانى ، صص 103 - 123 . ( 2 ) . مجلهء يغما ، سال 18 ، شمارهء 8 ، ص 409 .