محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )

131

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )

قادسيّه چون قيس به قادسيّه « 1 » رسيد ، حصين بن نمير أو را بگرفت وهر دو دست أو بر كتف فروبست وبه عبيد اللّه فرستاد . عبيد اللّه گفت : مىبايست بر منبر شوى وآن دروغگوى پسر دروغگوى را دشنام دهى ودر معايب ومثالب « 2 » ايشان فصلى بپردازى . قيس بر منبر شد وخداى سبحانه را ثنا گفت وبر رسول وآل أو درود فراوان وتحيّت بىپايان فرستاد وعلى وآل على را بسى بستود وآفرينها گفت . وعبيد اللّه وآل اميّه را نفرينها كرد وگفت : من از جانب پسر رسول خداى امام وقت حسين بن علي بدين جاى آمدم وأو را به فلان جاى گذاشتم . سبقت جوييد وزي « 3 » أو گراييد ودعوت أو را أجابت كنيد تا از رستگاران باشيد . عبيد اللّه بفرمود تا أو را از فراز دار الإماره سراشيب فرو افكنند . هنوزش رمقى باقي بود كه مخذولى سر از أو جدا كرد . كسى بر أو ملامت كرد واين جلافت « 4 » بر أو عيب شمرد . گفت : حاشا مرا با أو سابقهء عداوتى نبود . أو از آن سقطه « 5 » بسى رنجه بود ومن خواستمى كه بياسايد ! « 6 » وامام حسين بن علي عليه السلام از حاجز روان گشت وبر آبى رسيد ، عبد اللّه بن مطيع در كنار آب فرود آمده بود . چون أبو عبد اللّه را بديد برپاى خاست وگفت : پدر ومادرم فداى تو باد يا بن رسول اللّه ! تو را چه بدين جاى كشيد ؟

--> ( 1 ) . محلى است تا كوفه 15 فرسنگ فاصله دارد . أول شهر در تاريخ تمدن سرزمين عراق تا بيابانهاى حجاز بوده است . نبرد قادسيه در صدر اسلام به فرماندهى سعد بن أبي وقاص وحمله به إيران در آنجا صورت گرفت . ( 2 ) . جمع مثلبه : عيب ونقص ( 3 ) . سوى ( 4 ) . بىرحمى وسنگدلى ( 5 ) . سقوط ، سرنگون شدن ( 6 ) . تجارب الأمم ج 2 / 57 و 58 ؛ وقعة الطف ص 160 ؛ ارشاد ص 220 ؛ البداية والنهاية ج 8 / 181 ؛ بحار الأنوار ج 44 / 369 ؛ ينابيع المودّة ص 405 ؛ اخبار الطوال ص 245 ؛ مثير الأحزان ص 42 .