محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )
107
فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )
رسول ، سابقهء معرفتي است وحقّ ايشان نيكو دانى . التماس دارم مرا بدو راه نمايى واگر خواهى پيش از دريافت ديدار أو ، بيعت أو از من بستان تا در حقّ من گمان بد نبرى ومرا در آنچه گويم ، راستگوى شناسى . پسر عوسجة گفت : به ديدار چون تويى خداى سبحانه را مىستايم كه بسى شادمان شدم وخداى تعالى به مكان « 1 » تو ، خاندان رسول را يارى دهاد وتو را بدانچه همىخواهى ، باز رساناد . آنگاه بيعت از أو بستد وبا شرايط ايمان « 2 » مؤكّد داشت . روزى دو برآمد « 3 » ودر صحبت أو به خدمت مسلم رسيد وبيعت خويش تازه كرد وبر حسب أشارت مسلم ، آن مال به أبو ثمامة صايدى داد واين معنى بر عبيد زياد ، به شرح بازگفت . « 4 » ابن شهرآشوب گويد : چون مسلم به كوفه درآمد ، در سراى سالم بن مسيّب جاى گرفت . ودوازده هزار تن از مردم كوفه بدو دست دادند وبر امامت حسين بن علي عليه السلام بيعت كردند وچون خبر پسر زياد شنيد ، شبانه به خانهء هانى بن عروه شد . روزى چند بيست وپنج هزار كس بدو گرويدند وأو خواست تا بر عبيد زياد بيرون آيد وجنگ آغازد ، مگر شريك بن أعور در صحبت عبيد اللّه به كوفه آمده بود ودر سراى هانى فرود آمده ورنجور شده ، مسلم را گفت : اين دو روز عبيد اللّه بر رسم عيادت البتّه به بالين من خواهد آمد تو فرصت نگاهدار ، آنگاه گويم مرا آب دهيد . ناگاه فراز آي وكار أو بساز وآنگاه شعار دعوت خويش آشكار كن . روزانهء ديگر عبيد اللّه بر بالين شريك آمد وتفقّد كرد واز هر در سخن راند . شريك گفت : مرا آب دهيد . آب بياوردند وكس بيرون نشد . ديگرباره گفت . هم بر اين صفت بگذشت . شريك اين
--> ( 1 ) . امكان وقدرت ( 2 ) . جمع يمين : سوگند ( 3 ) . دو روز ديگر آمد . ( 4 ) . تاريخ طبري ج 3 / 283 ؛ ارشاد شيخ مفيد ص 208 - 207 ؛ اخبار الطوال دينورى ، ص 235 ، دار احياء الكتب العربية ، قاهره ، 1960 م ؛ الفتوح ص 849 ؛ عقد الفريد ج 5 / 120 .