محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )

101

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )

عبد اللّه ، نامه به أو رسيد واين آخر نامه بود از مردم كوفه كه : « اين نامه‌اى است مر حسين بن علي را از شيعهء أو وشيعهء پدر أو . هرآينه مردم را همه چشم به توست وديگرى را ننگرند ، « العجل العجل يا بن رسول اللّه » . بيابانها سبز است وميوه‌ها رسيده وزمين گياه برآورده ودرختان برگ داده ، اگر خواهى جانب ما آيى كه تو را لشكرى آراسته وسپاهى آماده است » . أبو عبد اللّه فرمود : اين نامه كه نوشت ؟ گفتند : شبث بن ربعي وحجّار بن ابحر [ العجلي ] وعروة « 1 » بن قيس [ الأحمسي ] وعمرو بن حجّاج [ الزبيدي ] ومحمّد بن عمير [ التميمي ] . آن‌گاه أبو عبد اللّه برخاست ودر ميان ركن ومقام ، دو ركعت نماز بگزارد واز خداى سبحانه توفيق خير خواست ومسلم پسر عمّ خويش را بخواند واز اين معنى شمّه‌اى با أو براند « 2 » وبه أهل كوفه نامه نوشت كه من پسر عمّ خويش مسلم را به شما فرستادم تا حسن انديشه وصدق نصيحت شما معلوم كند ومرا خبر دهد وبيعت من از شما بستاند . « 3 » مسلم روان شد وبه كوفه رسيد . وچون مردم خبر وصول أو شنيدند ، بسى ابتهاج نمودند ويكديگر را بشارت گفتند وأو را در خانهء مختار ، « 4 » پسر أبو عبيدهء ثقفى جاى دادند . شيعهء حسين بر أو جمع شدند وهيجده هزار كس با أو بيعت كردند . « 5 »

--> ( 1 ) . عزرة أصح است . ( 2 ) . اندكى با أو سخن گفت . ( 3 ) . مقتل أبى مخنف ص 96 ؛ تاريخ طبري ج 3 / 278 ؛ ارشاد شيخ مفيد ص 204 ؛ عقد الفريد ص 119 . ( 4 ) . از ياران با وفاى حضرت علي عليه السلام بود . پس از شهادت حضرت ، عبيد اللّه بن زياد حاكم بصره أو را دستگير وزندانى كرد وسپس به طائف تبعيد شد . پس از مرگ يزيد به كوفه آمد وبا ياران خود قيام كرد . كوفه وموصل را در دست گرفت . قاتلان شهداى كربلا را به هلاكت رساند . در جنگى كه با مصعب بن زبير كرد ( در سال 67 ه ) به شهادت رسيد . ر . ك : الكامل في التاريخ ابن أثير ج 4 / 82 . ( 5 ) . ابن عبد ربّه مىگويد : بيش از 30 هزار نفر با مسلم بيعت كردند ( همان صفحه ) .