الشيخ السبحاني
99
فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )
نكرده و گاهى براى او طلب مغفرت مىكرده است . در صورتى كه آيهاى كه در پاسخ تقاضاى مشركان وارد شده است ، روشن كرد كه ابراهيم پس از چندى در همان دوران جوانى روابط خود را با آزر قطع كرد و از او دورى و تبرّى جست و تبرّى جستن با طلب آمرزش سازگار نيست . از ضميمه كردن اين دو آيه ، روشن مىشود كه : كسى كه در دوران جوانى مورد تنفر ابراهيم قرار گرفت و رشتههاى علاقه و محبتشان از هم گسست ؛ غير آن شخص است كه تا دوران آخر عمر پيوسته مورد تذكر او بود و او را با طلب مغفرت ياد مىكرده است . « 1 » ابراهيم بتشكن موسم عيد فرا رسيد و مردم غفلتزدهء « بابل » براى رفع خستگى و تجديد نيرو ، و اجراى مراسم عيد به طرف صحرا روانه شدند و شهر خالى شد . سوابق ابراهيم ، نكوهش و بدگويى وى ، توليد نگرانى كرده بود ، از اين جهت تقاضا كردند كه ابراهيم ، نيز همراه آنان در اين مراسم شركت كند ، ولى پيشنهاد بلكه اصرار آنان با بيمارى ابراهيم مواجه شد ، وى با جملهء « إنّى سقيم ؛ من بيمارم » پاسخ گفتار آنان را داد و در مراسم عيد شركت نكرد . راستى ، آن روز براى موحّد و مشرك روز شادمانى بود . براى مشركان ، عيد كهنسالى بود كه به منظور برگزارى تشريفات عيد و زنده كردن رسوم نياكان به دامنه كوه و مزارع سرسبز رفته بودند و براى قهرمان توحيد نيز ، يك عيد ابتدايى بىسابقهاى بود كه مدّتها آرزوى فرا رسيدن چنين روز فرخندهاى را داشت كه شهر را از اغيار خالى بيند و مظاهر كفر و شرك را درهم شكند . آخرين گروه از مردم از شهر خارج شدند ؛ ابراهيم فرصت را غنيمت شمرد ، با
--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 3 ، ص 319 و الميزان ، ج 7 ، ص 170 .