الشيخ السبحاني

91

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

گفت‌وگو پرداخت و عقايد هر دسته را با دليل محكم ابطال كرد . تاريكى شب فرا رسيد ، پرده سياه شب نشانه‌هاى هستى را پنهان ساخت ، ستارهء شفاف « زهره » از گوشهء افق نمايان گشت . ابراهيم براى جلب قلب‌هاى زهره‌پرستان با آنان هم‌آهنگ شد و در ظاهر از روش آنان پيروى كرد . گفت : اين پروردگار من است ، وقتى غروب كرد و در گوشه‌اى پنهان گشت ، گفت : من خدايى را كه غروب دارد دوست نمىدارم و از اين منطق شيوا ، عقيدهء زهره‌پرستان را مردود شناخت و بىمايگى آن را آفتابى ساخت . در مرحلهء بعد ، ديدگان وى به قرص نورانى ماه افتاد كه درخشندگى و زيبايى آن ، دل‌ها را مجذوب خود كرده بود . وى براى جلب قلب‌هاى ماه‌پرستان ، در ظاهر به معبود بودن آن اعتراف كرد ، بعدا با پنجهء محكم منطقى ، اين عقيده را نيز به باد انتقاد داد . اتفاقا دست تواناى تقدير آن را در افق ناپديد ساخت و نور و روشنايى خود را از دشت و صحرا برچيد . ابراهيم با قيافهء حق‌جويانه ، بدون اينكه دل‌هاى ماه‌پرستان را از خود برنجاند ، گفت : پروردگار من ، اگر مرا هدايت نكند ، بىگمان از گمراهان خواهم بود ، زيرا ماه نيز ، مانند ستاره افول و غروب دارد و خود اسير يك نظم خلل‌ناپذير ديگرى است . تاريكى شب سپرى گرديد ، آفتاب سينهء افق را شكافت و نور طلايى خود را بر دشت و دمن ريخت . آفتاب‌پرستان ، متوجهء معبود خود گشتند . ابراهيم روى حفظ اصول مناظره ، به ربوبيت آن اعتراف كرد ، ولى غروب و افول خورشيد محكوميت آن را در برابر نظم عمومى جهان هستى ، مسلم ساخت و ابراهيم از معبود بودن خورشيد صريحا تبرى جست . آن‌گاه از هر سه گروه اعراض كرد و گفت : وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ « 1 » ؛

--> ( 1 ) . انعام ( 6 ) آيه 79 .