الشيخ السبحاني
88
فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )
وى را مىگذارى تا جامعه را بر ضد تو بشورانند و تو و خدايانت را به دست فراموشى بسپارند . پر واضح است كه فرعون ادعاى خدايى مىكرد و گويندهء جملهء أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى « 1 » و نيز جملهء ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي « 2 » بود ، در عين حال بتپرست نيز بود ، ولى در منطق بتپرستان مانعى ندارد كه فردى خدا و معبود گروهى باشد ، در عين حال خود معبود نيز ، خداى بزرگتر را بپرستد . زيرا مقصود از « خدا » و « معبود » خالق جهان نيست ، بلكه كسى است كه به گونهاى برترى بر ديگران داشته باشد و زمام زندگى آنان را به گونهاى در دست گيرد . تاريخ مىگويد : در روم بزرگان يك خانواده پيوسته مورد پرستش افراد آن فاميل بودند و در عين حال آن سران براى خود معبودى داشتند . بزرگترين سنگرى كه نمرود به دست آورده بود ، جلب توجه گروهى از منجّمان و كاهنان بود كه دانشمندان آن روز محسوب مىشدند . خضوع آنان زمينه را براى استعمار طبقهء منحط و بىاطلاع آمادهتر ساخته بود . علاوه بر اين ، از بستگان ابراهيم كسانى مانند « آزر » - كه مردى صورتگر بود و اطلاعاتى در اوضاع ستارگان داشت - جزء درباريان نمرود درآمده بود و اين خود نيز مانع بزرگى براى ابراهيم بود ، زيرا علاوه بر مبارزه با افكار عمومى ، با مخالفت بستگان خود نيز روبهرو بود . نمرود ، در زندگى رؤيايى ، غرق بود كه ناگهان ستارهشناسان ، نخستين زنگ خطر را نواختند و گفتند : حكومت تو را شخصى كه همين محيط زادگاه او است ، سرنگون خواهد كرد . افكار خفتهء نمرود بيدار شد و پرسيد : آيا متولّد شده يا نه ؟ گفتند : متولّد نشده است . وى فرمان جدايى زنان و مردان را ( در شبى كه مطابق پيشبينى و محاسبات نجومى ستارهشناسان ، نطفهء اين دشمن سرسخت منعقد خواهد گشت ) صادر كرد . مع الوصف دژخيمان او ، پسر بچهها را مىكشتند ؛ قابلهها دستور داشتند صورت نوزادان را به دفتر مخصوص او ارسال كنند . اتفاقا ، در همان شبى كه هر نوع
--> ( 1 ) . نازعات ( 79 ) آيه 24 : من خداى بزرگ شما هستم . ( 2 ) . قصص ( 28 ) آيه 38 : من براى شما خدايى جز خود نمىدانم .