الشيخ السبحاني

79

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

داورى تاريخ درباره پادشاهان ساسانى حكمرانان ساسانى غالبا در حكومت خود ، سياست خشنى پيش گرفته بودند و به زور شمشير مىخواستند مردم را مطيع خود سازند . ماليات‌هاى بسيار سنگين و كمرشكن از مردم مىگرفتند ، از اين نظر مردم ايران عموما ناراضى بودند ، ولى از بيم جان خود نمىتوانستند ، سخنى بگويند . حتى مردمان مطلع و اشخاص كاردان نيز در دربار ساسانيان ارزشى نداشتند . زمامداران ساسانى ، به قدرى مستبد و خودرأى بودند كه هيچ كس قدرت اظهار نظر در هيچ كارى نداشت . تاريخ را هميشه صاحبان قدرت و زور تحريف مىكنند ، ولى بساط ظلم آن چنان گسترده بود كه در گوشه و كنار تاريخ از ظلم و بىدادگرى ستمگران ، داستان‌هايى نقل كرده‌اند . قساوت قلب « خسرو پرويز » به حدى بود كه ثعالبى مىنويسد : خسرو را گفتند : كه فلان حكمران را به درگاه خوانديم تعلل ورزيد ، پادشاه بلافاصله امر كرد كه اگر آمدن او پيش ما به تمام بدن دشوار است ، ما به جزئى از تن او اكتفا مىكنيم ، تا كار بر او آسان‌تر شود . بگوييد : فقط سر او را به درگاه ما بفرستند . « 1 » آشفتگى در حكومت ساسانى در اواخر دوران ساسانيان ، چيزى كه نبايد از ذكر آن غافل شد ، موضوع آشفتگى حكومت ، رواج خودكامگى و دسيسه بازى و هرج و مرج در رژيم دولت ساسانى بود . شاهزادگان ، اعيان و اشراف و سرداران سپاه به جان هم افتاده بودند و هر دسته ، شاه‌زاده‌اى را برمىگزيد و دستهء ديگر او را از ميان برمىداشت و كسى ديگر را انتخاب مىكرد .

--> ( 1 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 318 .