الشيخ السبحاني
60
فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )
عرب ، با قبول اسلام از حكومت قبيلهاى به حكومت جهانى قدم گذاشت . پيامبر اسلام توانست از قبايل پراكنده عرب امّتى تشكيل بدهد . شكى نيست كه تأليف امّتى واحد ، از قبايلى كه در طول تاريخ به نزاع و تخاصم و حمله و هجوم بر يك ديگر عادت كرده بودند و خون همديگر را مىريختند ، در مدّتى اندك كارى بس بزرگ و معجزهء اجتماعى بىنظيرى است ، زيرا چنين تحوّل عظيم ، اگر نتيجهء سلسله تحولات و تطورات عادى بود ، نياز به تربيت طولانى و وسايلى بىشمار داشت . « توماس كارلايل » مىگويد : خداوند ، عرب را با اسلام ، از تاريكىها به جانب روشنائىها هدايت فرمود . از ملّت خموش و راكدى كه نه صدايى از آن درمىآمد و نه حركتى از آن محسوس بود ، ملتى پديد آورد كه از گمنامى به طرف شهرت ، از سستى به بيدارى ، از پستى به فراز ، از عجز و ناتوانى به نيرومندى سوق داده شد . نورشان از چهار طرف جهان مىتابيد ، از اعلان اسلام يك قرن نگذشته بود كه مسلمانان يك پاى در هند و پاى ديگر در اندلس نهادند . « 1 » از مورّخان نامى غرب « مسيو رنان » در تاريخ خود مىنويسد : تا زمان اين حادثهء حيرتانگيز ( اسلام ) كه ناگهان نژاد عرب را به لباس جهانگيرى و خلّاق معانى به ما نشان داد ، هيچيك از قسمتهاى عربستان نه جزء تاريخ تمدنى دنيا شمرده مىشد و نه از حيث علم يا مذهب نشانى از آن بود . « 2 » آرى تربيتشدگان عصر جاهليت ، يعنى قبايل مختلف عرب ، نه تمدنى به خود ديده بودند و نه تعليمات و قوانين و آدابى داشتند . آنان از همهء مزاياى اجتماعى كه موجب ترقى و تمدن است ، محروم بودند . بنابراين ، هيچگاه انتظار نمىرفت كه چنين مردمى با آن سرعت ، به اوج مجد و عظمت نايل گردند و از زندگى كوچك قبيلهاى ، به جانب جهان وسيع انسانيّت رهبرى شوند . ملّتهاى جهان ، هر كدام مانند ساختمانى هستند . همانطور كه ساختمان اساسى ،
--> ( 1 ) . نقشههاى استعمار در راه مبارزه با اسلام ، ص 38 . ( 2 ) . تمدن اسلام و عرب ، ص 87 .