الشيخ السبحاني

162

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

روى اين اساس ، ما نبايد در صحت اين نوع كرامت‌ها ترديد كنيم و آن‌ها را بعيد بشماريم . پنج سال در صحرا كودك « عبد المطلب » مدت پنج سال در ميان قبيلهء « بنى سعد » به سر برد و رشد و نمو كافى نمود . در ضمن اين مدت ، دو يا سه بار « حليمه » او را پيش مادرش برد و آخرين بار او را به مادرش تحويل داد . نخستين بار ، هنگامى بود كه دوران شيرخوارگى او پايان يافت ؛ به همين جهت او را به مكّه برد و با اصرار دو مرتبه بازگرفت . علّت اصرار « حليمه » براى بازگرفتن اين بود كه وجود اين طفل باعث خير و بركت او گرديده بود و شيوع بيمارى « و با » در مكّه سبب شد كه مادر وى نيز خواهش او را بپذيرد . دومين بار ، موقعى بود كه دسته‌اى از روحانيان حبشه به حجاز آمده بودند ؛ محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم را در قبيلهء « بنى سعد » ديدند ، آنان در حضرت علايمى يافتند كه در كتاب‌هاى آسمانى ، براى پيامبرى كه پس از عيسى خواهد آمد ، ذكر شده بود . از اين نظر تصميم گرفتند او را به هر نحوى كه ممكن است بربايند و با خود به حبشه ببرند و اين افتخار نصيب آنان گردد . « 1 » اين مطلب هيچ استبعادى ندارد ، زيرا به تصريح قرآن علايم پيامبر در انجيل بيان شده بود . هيچ مانعى ندارد كه دانشمندان وقت ، از روى آن نشانه‌ها دارندهء آن را تشخيص داده باشند . قرآن كريم در اين باره مىفرمايد : و ياد آر هنگامى كه عيسى بن مريم به بنى اسرائيل گفت : من همانا رسول خدا به سوى شما هستم و بر حقانيّت كتاب تورات كه مقابل من است ؛ تصديق مىكنم و نيز شما را مژده مىدهم كه بعد از من ، رسول بزرگوارى كه نامش ( در انجيل من ) احمد است ،

--> ( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 167 .