الشيخ السبحاني

159

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

نبوغ بشرى است ؛ پيامبر يك نابغهء اجتماعى است كه با افكار نورانى خود ، مسير زندگى بشر را روشن مىسازد و . . . چنين گفتارى از طرز تفكر مادى كه تمام مذاهب را ساختهء فكر بشر مىداند ، سرچشمه مىگيرد ؛ در صورتى كه دانشمندان عقايد ، در بحث « نبوت عامه » ثابت كرده‌اند كه نبوت يك موهبت الهى است كه مبدأ الهامات و اتصالات معنوى مىباشد و برنامه‌هاى پيامبران زاييده انديشه و نبوغ آنان نيست و همگى ، جز الهام از غيب ريشهء ديگرى ندارد ، ولى آن‌گاه كه خاورشناس مسيحى ، از دريچهء فكر مادى به اين مسائل مىنگرد و مىخواهد همه رويدادها را ، با اصول علمى - كه تجربه و آزمايش آن‌ها را كشف كرده است - بسنجد ؛ حوادثى را كه جنبهء فوق العادگى ( معجزه ) دارد به باد انتقاد مىگيرد و از اصل انكار مىكند . 2 . خداپرستان : كسانى كه معتقدند كه خواص و آثار جهان ماده ، تحت تدبير عالم ديگر است و آن ( عالم تجرد و ما وراء الطبيعه ) عهده‌دار نظام جهان طبيعت مىباشد ؛ به عبارت ديگر جهان ماده خودسر و مستقل نيست و همه نظام‌ها و قوانين طبيعى و علمى آن معلول موجودات برتر و بالاخص ارادهء آفريدگار است . آفريدگارى كه به ماده وجود بخشيده و قوانين صحيحى در ميان اجزاى آن پديد آورده و بقاى آن را بر اساس يك سلسله نواميس طبيعى استوار كرده است . اين طبقه ، در عين اين كه به قوانين علمى احترام مىگذارند و گفتار دانشمندان را دربارهء روابط موجودات طبيعى تا آنجا كه علم ثابت كرده است از صميم دل مىپذيرند ؛ معتقدند كه اين گونه قوانين طبيعى ثابت و تغييرناپذير نيست و آن جهان برتر ، هرگاه بخواهد مىتواند براى مقاصدى مجراى آن را عوض كند . ( نه تنها مىتواند ) بلكه در پاره‌اى از موارد ، براى منظور برتر اين مطلب را عملى ساخته است . به ديگر سخن ، كارهاى خارق العادهء يك پديده بدون علت نيست ، ولى علت طبيعى ندارد و نداشتن علّت طبيعى ( آن‌هم طبيعى شناخته نشد ) گواه بر عدم علت