الشيخ السبحاني
143
فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )
مرگ عبد اللّه در « يثرب » عبد اللّه با ازدواج ، فصل جديدى از زندگى را به روى خود گشود و شبستان زندگى خود را با داشتن همسرى مانند آمنه ، روشن ساخت و پس از چندى براى تجارت ، راه شام را همراه كاروانى كه از مكّه حركت مىكرد ، در پيش گرفت . زنگ حركت نواخته شد و كاروان به راه افتاد و صدها دل را نيز همراه خود برد . در اين وقت آمنه دوران حاملگى را مىگذراند . پس از چند ماه ، طلايع كاروان آشكار گشت ؛ عدهاى به منظور استقبال از خويشان و كسان خود ، تا بيرون شهر رفتند . پدر پير عبد اللّه ، در انتظار پسر بود ؛ ديدگان كنجكاو عروسش نيز ، « عبد اللّه » را در ميان كاروان جست و جو مىكرد . متأسفانه ، اثرى از او در ميان كاروان نبود و پس از تحقيق مطلع شدند كه عبد اللّه ، موقع مراجعت ، در يثرب مريض شده و براى استراحت و رفع خستگى ، ميان خويشان خود توقف كرده است . استماع اين خبر ، آثار اندوه و تأثر در پيشانى هر دو پديد آورد و سيلاب اشك از چشمان پدر و عروس فرو ريخت . عبد المطلب ، بزرگترين فرزندش ( حارث ) را مأمور كرد كه به يثرب برود و عبد اللّه را همراه خود بياورد . وقتى وى وارد مدينه شد ، اطلاع يافت كه عبد اللّه ، يك ماه پس از حركت كاروان با همان بيمارى ، چشم از جهان بربسته است . حارث ، پس از مراجعت ، جريان را به عبد المطلب رساند و همسر عزيزش را نيز ، از سرگذشت شوهرش مطلع ساخت . آنچه از عبد اللّه باقى ماند ، فقط پنج شتر و يك گله گوسفند و يك كنيز ، به نام « امّ ايمن » بود كه بعدها پرستار پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم شد . « 1 »
--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 7 - 8 ؛ سيرهء حلبى ، ج 1 ، ص 59 .