الشيخ السبحاني

134

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

دارند و هيچ موجودى بدون علّت پا به عرصهء وجود نمىگذارد ، ولى مىگوييم : اين رشته از حوادث ، علل « غير طبيعى » دارند و اين گونه از علت‌ها ، در اختيار رجال صالح آسمانى است و هرگز نمىتوان به بهانهء اينكه « تجربه » و « حس » آن‌ها را كشف نكردند ، انكار كرد ؛ بلكه كلّيهء كارهاى خارق العادهء پيامبران عللى دارند كه با علت‌هاى طبيعى معمولى ، نمىتوان آن‌ها را تفسير كرد و اگر از اين طريق قابل توجيه باشند ديگر معجزه نخواهند بود . پس از شكست ابرهه ! كشته شدن ابرهه و از هم پاشيدن سازمان زندگانى دشمنان كعبه و قريش ، مكّيان و كعبه را در انظار جهان عرب بزرگ كرد . ديگر كسى جرأت نداشت ، فكر حمله به سرزمين قريش و آزار آنان و يا ويران ساختن خانه توحيد را در مغز بپروراند . افكار عمومى چنين داورى مىكرد كه خدا به پاس احترام خانهء خود و احترام و عظمت قريش ، دشمن شماره يك آنان را به خاك و خون كشيد و كمتر كسى فكر مىكرد كه اين جريان فقط به منظور حفاظت از كعبه بوده و بزرگى و كوچكى قريش در اين مورد دخالت نداشت ، به گواه اين كه حملات مكررى از سرداران وقت به قريش انجام گرفته بود و هرگز آنان با چنين وضعى روبه‌رو نشده بودند . اين فتح و پيروزى بىدردسر كه بدون ريخته شدن قطرهء خونى از قريش صورت گرفت ؛ افكار تازه‌اى را در دل قريش پديد آورد . نخوت و تكبر و بىاعتنايى آنان را روزافزون ساخت و به اين فكر افتادند كه محدوديت‌هايى براى ديگران قايل شوند ، زيرا خود را طبقهء ممتاز عرب دانستند و تصور كردند كه فقط آنان مورد توجّه 360 بت مىباشند و از حمايت آن‌ها برخوردارند . لذا درصدد آمدند كه برنامه‌هاى عيش و طرب و خوش‌گذرانى را گسترش دهند . از اين لحاظ جام‌هاى شراب خرما را سر مىكشيدند و احيانا بساط مىگسارى را در اطراف كعبه پهن مىكردند و به اصطلاح ، در جوار بتان سنگى و چوبى كه متعلق به