الشيخ السبحاني

121

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

بود ، روانه شدند . وى براى پاسخ يك روز مهلت خواست روز دوم كه همگى به حضور او بار يافتند ، كاهن چنين گفت : خون بهاى يك انسان پيش شما چه قدر است ؟ گفتند ده شتر . گفت : شما بايد ميان ده شتر و آن كسى كه او را براى قربانى كردن انتخاب كرده‌ايد ، قرعه بزنيد و اگر قرعه به نام آن شخص درآمد ، شمارهء شتران را به دو برابر افزايش دهيد ، باز ميان آن دو قرعه بكشيد و اگر بازهم قرعه به نام وى اصابت كرد ؛ شمارهء شتران را به سه برابر برسانيد و باز قرعه بزنيد و به همين ترتيب تا وقتى كه قرعه به نام شتران اصابت كند . پيشنهاد « كاهن » موج احساسات مردم را فرو نشاند ، زيرا قربانى كردن صدها شتر براى آنان آسانتر بود كه جوانى مانند « عبد اللّه » را در خاك و خون غلطان ببينند . پس از بازگشت به مكّه ، يك روز در مجمع عمومى مراسم قرعه‌كشى آغاز گرديد و در دهمين بار كه شمارهء شتران به صد رسيده بود ، قرعه به نام آن‌ها درآمد . نجات و رهايى عبد اللّه شور عجيبى برپا كرد ، ولى عبد المطلب گفت : بايد قرعه را تجديد كنم تا يقينا بدانم كه خداى من به اين كار راضى است . سه بار قرعه را تكرار كرد و در هر سه بار قرعه به نام صد شتر درآمد . به اين ترتيب ، اطمينان پيدا كرد كه خدا راضى است . دستور داد كه صد شتر از شتران شخصى خود را در همان روز در پيشگاه كعبه ذبح كنند و هيچ انسانى و حيوانى را از خوردن آن جلوگيرى نكنند . « 1 » غوغاى عام الفيل رويداد بزرگى كه در ميان ملتى رخ مىدهد و گاهى ريشه‌هاى دينى و احيانا ملى و سياسى دارد ؛ به خاطر اعجاب عموم مردم مبدأ تاريخ مىگردد ، مثلا : نهضت حضرت موسى براى گروه يهود و ميلاد مسيح براى مسيحيان و هجرت پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم براى

--> ( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 153 و بحار الانوار ، ج 16 ، ص 74 - 9 . از پيامبر گرامى نقل شده است كه فرمود : « أنا ابن الذّبيحين » ، من فرزند دو شخص محكوم به « ذبح » هستم و مقصود از آن دو ، حضرت اسماعيل و حضرت عبد اللّه ، نيا و پدر آن حضرت است .