الشيخ السبحاني
103
فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )
بيشترى كنند و سرانجام ، چون اين عمل را يك صحنهسازى بيش نخواهند دانست و هيچ وقت باور نخواهند كرد كه صاحب اين ضربهها همين بت بزرگ باشد ، در اين صورت ابراهيم مىتواند از اين كار استفاده تبليغاتى كند و بگويد طبق اعتراف شما اين بت بزرگ كوچكترين قدرتى ندارد ، پس چگونه آنها را مىپرستيد ؟ اتفاقا ابراهيم اين نتيجه را گرفت و پس از شنيدن سخنان ابراهيم به وجدان خويش بازگشتند و خود را ظالم و ستمگر توصيف كردند و قرآن اين حقيقت را چنين بيان مىكند : فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ « 1 » اين خود مىرساند كه حربهء برندهء پيامبران از آغاز كار ، فقط و فقط منطق و استدلال بوده است . منتهى در هر دورهاى به صورتى و الّا شكستن چند بت چوبى در برابر مخاطرهء جانى كه متوجه ابراهيم بود ، چه ارزشى داشت ؟ ناچار بايد خدمت بزرگى در برداشته باشد ، تا دادن جان در برابر آن از نظر خود در خور ستايش باشد . 3 . ابراهيم مىدانست اين كار به حيات و زندگى او خاتمه مىدهد و قاعدتا بايد زياد مضطرب و متوارى مىشد يا لااقل از مزاح و بذله گويى دست برمىداشت . ولى برعكس ، كاملا بر روح و اعصاب خود مسلط بود ؛ مثلا وقتى وارد بتخانه مىشود به عنوان مسخره ، سراغ بتها آمده و به هر يك تعارف مىكند كه نان بخورند . پس از نوميدى بتخانه را به صورت تلّى از چوبهاى شكسته در مىآورد و اين را يك كار عادى تلقى مىكند ، گويا به دنبال آن مرگ و اعدام نيست . هنگامى كه در برابر هيئت قضات قرار مىگيرد ، چنين پاسخ مىدهد : اين كار من نيست ، عمل بت بزرگ است ، شما مىتوانيد مطلب را از آن سؤال كنيد ، اين بذله گويى در محكمه ، سخن كسى است كه خود را براى هر گونه حادثهاى آماده مىسازد و بيم و هراس به خود راه نمىدهد . شگفتانگيزتر از همه ، بررسى وضع ابراهيم است . موقعى كه روى منجنيق قرار
--> ( 1 ) . انبياء ( 21 ) آيه 64 : آنها به وجدان خويش مراجعه كردند و گفتند : شماها ستمكارانيد و از شرمندگى سر به زير افكندند و گفتند : تو مىدانى كه بتها توانايى سخن گفتن را ندارند .