جواد محدثى
87
فرهنگ عاشورا ( فارسي )
مىشد و نقّالان پرده خوان با نثر و شعر ، حوادث مربوط به آنها را با صدا بازگو مىكردند و از حاضران اشك مىگرفتند . » « 1 » - تعزيه ، شبيهخوانى پناهندگى به مكّه حرم خدا مكانى امن و مقدّس است و هر كه بدانجا التجا و پناه آورد و پناه و حمايت جويد ، ايمن است . يكى از علل سفر امام حسين « ع » به مكّه آن بود كه از امنيّت حرم استفاده كند . وقتى حاكم مكّه ( عمرو بن سعيد اشدق ) از امام پرسيد : چه چيز سبب شد به مكّه آيى ؟ فرمود : تا پناهنده به خدا و اين خانه شوم : « عائذا باللّه و بهذا البيت » « 2 » زمانى هم كه فهميد همان عمرو بن سعيد ، همراه با جمعى به قصد كشتن او وارد مكّه شدهاند ، براى حفظ قداست مكّه و حرام الهى از مكّه خارج شد و فرمود : « لئن اقتل خارجا منها بشبر احبّ الىّ » ، « 3 » اگر يك وجب هم بيرون از مكّه كشته شوم ، برايم محبوبتر است . با اين شيوه ، به همه فهماند كه سلطهء اموى حتى براى خانهء خدا هم هيچ حرمتى قائل نيست . پيراهن كهنه از قساوتهاى دشمنان در كربلا ، عريان نهادن جسم حسين « ع » بر روى خاك بود . امام ، براى پيشگيرى از اين ظلم ، روز عاشورا قبل از عزيمت به ميدان شهادت ، كنار خيمهها آمد و از خواهرش زينب ، جامه و شلوارى كهنه طلبيد و آنها را با دست پاره پاره كرد و بر تن پوشيد تا كسى پس از شهادتش در آن جامهها رغبت نكند و به طمع آن لباس ، او را عريان نسازد ، فرمود : « ائتونى ثوبا لا يرغب فيه احد اجعله تحت ثيابى لئلّا اجرّد منه بعد قتلى . . . » « 4 » امّا « ابجر ( ابحر ) بن كعب » جنايت كرده آن را پس از شهادت امام از تن او در آورد و حسين را عريان در كربلا نهاد . از آن پس دستهايش خشك شد ، مثل دو تكّهء چوب . « 5 » و به نقلى شلوارى را كه در آورد ، در نتيجه از دو پا فلج و زمينگير شد . « 6 »
--> ( 1 ) - كيهان ( روزنامه ) 7 / 4 / 73 ص 12 مقالهء « پردههاى مذهبى » . در زمينهء پردهخوانى از جمله ر . ك : « دايره المعارف تشيّع » ، ج 3 ، ص 613 . ( 2 ) - حياة الامام الحسين ، ج 2 ، ص 312 . ( 3 ) - همان ، ج 3 ، ص 46 . ( 4 ) - بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 54 . ( 5 ) - اثبات الهداة ، ج 5 ، ص 201 ، عوالم ( امام حسين ) ، ص 297 . ( 6 ) - بحار الأنوار ، ح 45 ، ص 57 .