جواد محدثى

55

فرهنگ عاشورا ( فارسي )

كارزار نهايى به ميدان رود ، همه را اين گونه خطاب كرد : « يا سكينة يا فاطمة يا زينب و يا امّ كلثوم ! عليكنّ منّى السّلام . . . » « 1 » و اين نشان ديدار آخر بود . اهل بيت چون يقين كردند كه ديگر او را نخواهند ديد ، بشدّت گريستند . آمدن زينب « ع » از پى برادر و بوسيدن زير گلوى او و نيز صدا كردن سكينه ، پدر را و در خواست اينكه مرا بر دامن بنشان و . . . از جزئيات همين وداع است . « روضهء وداع » از سوزناكترين مرثيه‌هاى حادثهء عاشوراست ، و نيز وداع امام حسين « ع » با على اكبر ، آنگاه كه عازم ميدان بود . هنگام ميدان رفتن يكايك اصحاب ، با آن حضرت وداع مىكردند وداعشان با سلام كردن بود كه اذن ميدان هم حساب مىشد . بگذار تا بگرييم چون ابر در بهاران * كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران هر كو شراب فُرقت روزى چشيده باشد * داند كه سخت باشد قطع اميدواران با ساربان بگوييد احوال آب چشمم * تا بر شتر نبندد محمل به روز باران « 2 » - سلام وداع ، اذن ميدان امارت رى - حكومت رى امّ البنين مادر حضرت ابا الفضل « ع » و همسر امير المؤمنين پس از شهادت حضرت فاطمه بود كه به معرّفى عقيل ، برادر حضرت امير ، به همسرى على « ع » در آمد . نامش « فاطمه بنت حزام » ، از قبيلهء « بنى كلاب » و خواهر « لبيد » شاعر بود . زنى بود با شرافت ، از خانواده‌اى ريشه‌دار و دلاور و نسبت به فرزندان حضرت زهرا نيز بسيار مهربان بود . ثمرهء ازدواج على « ع » با او چهار پسر بود ، به نامهاى : عباس ، جعفر ، عبد اللّه و عثمان ، كه هر چهار فرزندش روز عاشورا در ركاب سيد الشهدا به شهادت رسيدند . « 3 » امّ البنين ، پس از شهادت فرزندانش ، همه روزه به بقيع مىرفت و بچه‌هاى عباس را نيز به همراه مىبرد و به ياد فرزندان شهيدش مرثيه و نوحه مىخواند . زنان مدينه نيز به ندبه و نوحهء سوزناك او جمع مىشدند و مىگريستند . اشعارى هم دربارهء عباس سروده بود . « 4 »

--> ( 1 ) - معالى السبطين ، ج 2 ، ص 25 . ( 2 ) - سعدى . ( 3 ) - الكامل ، ابن اثير ، ج 3 ، ص 333 ؛ ادب الطفّ ، ج 1 ، ص 72 . ( 4 ) - سفينة البحار ، ج 1 ، ص 510 .