جواد محدثى
46
فرهنگ عاشورا ( فارسي )
اسب امام حسين « ع » - ذو الجناح اسب بىسوار - ذو الجناح اسب تاختن بر بدن امام « ع » از جنايتهاى فجيع سپاه كوفه ، اسب تاختن بر جسد مطهّر سيد الشهدا « ع » پس از شهادت آن حضرت بود . ابن زياد در پى تحريك شمر ، در پاسخ نامهء عمر سعد از جبههء كربلا كه نامهاى مسالمتآميز بود ، نامهاى تند به عمر سعد نوشت كه تو را براى مماشات و سازش و . . . نفرستادهايم . اگر حسين و يارانش تسليم شدند ، پيش من بفرست و گرنه بر آنان بتاز تا آنها را كشته و مثله كنى كه شايستهء آنند . اگر حسين كشته شد ، بر پيكرش ( بر سينه و پشتش ) اسب بتاز . . . اگر اجراى فرمان كردى پاداش مطيعان را خواهى يافت و گرنه ، كناره بگير و سپاه را به شمر واگذار . شمر نامه را به كربلا آورد و تسليم عمر سعد كرد . « 1 » عصر عاشورا ، پس از شهادت سيد الشهدا و غارت خيمهها ، عمر سعد گفت : داوطلب اسب تاختن بر پيكر حسين بن على « ع » كيست ؟ ده نفر داوطلب شدند و با سم اسبها بر سينه و پشت امام تاختند . پيكر امام زير سم اسبان شد . اين ده نفر خبيث عبارت بودند از : اسحاق بن حويّه ، اخنس بن مرثد ، حكيم بن طفيل ، عمرو بن صبيح ، رجاء بن منقذ ، سالم بن خيثمه ، واحظ بن ناعم ، صالح بن وهب ، هانى بن ثبيت و اسيد بن مالك . سپس در كوفه ، اينان نزد ابن زياد آمدند و يكى از آنان ( اسيد ) در بيان اين جنايت چنين سرود : نحن رضضنا الصّدر بعد الظّهر * بكلّ يعسوب شديد الأسر و جايزه گرفتند . ابو عمرو زاهد مىگويد : به اين ده نفر نگاه كرديم ، همه زنازاده بودند . مختار وقتى قيام كرد همهء آنان را گرفت و دست و پايشان را به زنجير بست و بر پشت آنان اسب تازاند تا مردند . « 2 » استرجاع در اصطلاح ، اين كلمه به گفتن « انا للّه و انّا اليه راجعون » گفته مىشود ( ما براى خدا و از سوى اوييم و به سوى او بازمىگرديم ) و كسى كه با مصيبتى يا خبر مرگى مواجه شود ،
--> ( 1 ) - كامل ابن اثير ، ج 2 ، ص 558 . ( 2 ) - بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 59 .