جواد محدثى
29
فرهنگ عاشورا ( فارسي )
آمد . زياد را زياد بن عبيد مىگفتند . از بدعتهاى معاويه ، آن بود كه بر خلاف حكم پيامبر ، اين زنازاده را به دودمان بنى اميّه ملحق ساخت و از آن پس او را « زياد بن ابى سفيان » مىگفتند . « 1 » اين موضوع كه به « مسألهء استلحاق » معروف است ، در سال 44 هجرى انجام گرفت و مورد اعتراض بسيارى از بزرگان از جمله سيد الشهدا بود كه در نامهاش به معاويه ، اين كار را در رديف كشتن حجر بن عدى و عمرو بن حمق ، آورده « 2 » و او را نكوهش كرده است . پس از انقراض امويان ، مردم زياد را به اسم مادرش سميّه يا به نام پدرى ناشناخته ، زياد بن أبيه ( زياد ، پسر پدرش ) مىخواندند . « 3 » امام حسين « ع » روز عاشورا در يكى از خطبههايش جملهء « الا و انّ الدّعىّ بن الدّعىّ . . . » دارد ، كه اشاره به ناپاكزادگى ابن زياد و پدرش زياد است كه هر دو نسبى پست و آلوده داشتند و عبيد اللّه هم از كنيز زناكارى به نام مرجانه به دنيا آمده بود و به « ابن مرجانه » مشهور بود . حاكميت يافتن كسى چون پسر زياد ، فاجعهاى بود كه عزّت و كرامت مسلمين و عرب را نابود كرد . زيد بن ارقم وقتى در كوفه شاهد آن بود كه ابن زياد بر لبهاى سر بريدهء ابا عبد الله « ع » مىزند ، گريه كنان و با اعتراض برخاست و از مجلس بيرون آمد و مىگفت : اى جماعت عرب ! از اين پس برده شدهايد . پسر فاطمه را كشته و پسر مرجانه را به امارت پذيرفتهايد . . . « 4 » در همان ايّام ، آل زياد بعنوان گروهى فاسد و شيطانى به شمار مىرفتند . حتّى يكى از شهداى كربلا به نام مالك بن انس مالكى يا انس بن حارث كاهلى در رجزى كه در ميدان مىخواند ، يكى از ابيات آن چنين بود : آلُ عَلىّ شيعَةُ الرّحمنِ * آلُ زياد شيعَة الشّيطانِ « 5 » آل زياد ، طبق روايات ، دلهايى مسخ شده ، دودمانى ننگين و مورد خشم بودند و روز عاشورا را به خاطر كشته شدن حسين بن على ، مبارك دانسته و به شادمانى روزه مىگرفتند . « 6 » نيز « آل زياد » نام سلسلهاى از خلفاست كه از نسل زياد بن أبيه بودند و از سال 204 تا 409 هجرى بر يمن حكومت كردند . آغاز حكومتشان از زمان هارون الرشيد
--> ( 1 ) - الغدير ، ج 10 ، ص 218 . ( 2 ) - معادن الحكمه ، محمد بن فيض كاشانى ، ج 2 ، ص 35 ( چاپ جامعه مدرسين ) ، بحار الانوار ، ج 44 ، ص 212 . ( 3 ) - الغدير ، ج 10 ، ص 218 . ( 4 ) - بحار الانوار ، ج 45 ، ص 117 . ( 5 ) - همان ، ص 25 . ( 6 ) - همان ، ص 95 .