مجموعة مؤلفين ( مترجم : على مؤيدى )

38

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي )

مىگذاشت تا آستين ( يا كيسهء ) او را ( از پى بىآن هدايا ) بگرديم » « 1 » . جبرئيل عرض كرد : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اينان چه مىخواهند ؟ فرمود : آنان پنداشته‌اند كه تو دحيهء كلبى هستى ، دحيه هرگاه از سفر شام آيد براى آنان نبق و انجير و خرنوب مىآورد . امام حسين عليه السّلام فرمود : « در اين هنگام جبرئيل دست خود را به فردوس برين بالا برده از آنجا نبق و خرنوب و گلابى و انار برداشته ( براى ما آورد و ) ما دامان خود را از آنها پر كرديم » « 2 » . « سپس شادمان بيرون آمديم ، در بين راه با پدر خود امير مؤمنان على عليه السّلام برخورد كرديم او نگاهش به ميوه‌هايى افتاد كه در دنيا همانند آنها را نديده بود . پس از هر كدام يك دانه برداشت و در حالى كه تناول مىفرمود بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد شد « 3 » . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى ابا الحسن ( از اين ميوه‌ها ) بخور و مازاد آن را به من بده ، زيرا آنها را هم اكنون جبرئيل ( از بهشت ) آورد » . لباس بهشتى [ 9 ] - 9 - ابو عبد اللّه مفيد نيشابورى در كتاب امالى نقل كرده كه : امام رضا عليه السّلام فرمود : حسن و حسين عليهما السّلام ( در كودكى ، زمانى لباس آنچنانى نداشته ) برهنه بودند . عيد فرا رسيد . آن دو به مادر خود گفتند : « بچّه‌هاى مدينه لباس نو پوشيده‌اند مگر ما ، چرا ما را لباس نو

--> ( 1 ) دخلت مع الحسين عليه السّلام على جدّي رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و عنده جبرئيل عليه السّلام في صورة دحية الكلبىّ ، و كان دحية إذا قدم من الشّام على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حمل لي و لأخي خرنوبا و نبقا و تينا ، فشبّهناه بدحية بن خليفة الكلبىّ ، و إنّ دحية كان يجعلنا نفتّش كمّه . ( 2 ) فمدّ جبرئيل عليه السّلام يده إلى الفردوس الأعلى ، فأخذ منه نبقا و خرنوبا و سفرجلا و رمّانا فملأنا به حجرنا . ( 3 ) فخرجنا مستبشرين ، فلقينا أبانا أمير المؤمنين عليّا عليه السّلام فنظر إلى ثمرة لم ير مثلها في الدّنيا ، فأخذ من هذا ، و من هذا واحدا واحدا ، و دخل على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و هو يأكل .