أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
24
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) امان خواست . خالد دربارهء او تلطّف بسيار فرمود و او را به جان و مال و اهل و عيال زينهار داد . پس ، خالد در حدود يمامه رسيد . هر كس را كه از مرتدّان مىيافت او را به سزا مىرسانيد و از مسلمانان هر كس را كه ديندار مىيافت او را امان مىداد و تودّد و ترحّم مىفرمود . [ 10 ب ] مسيلمه را از آمدن خالد به نزديك شهر او خبر شد با لشكر يمامه مستعد گشت و پيشباز آمد . لشكرها روى به روى فرود آمدند . روز ديگر مسيلمه لشكر را بر ميمنه و ميسره و قلب [ 63 ] و ساقه و جناح بياراست و هر كس را به جاى خويش بداشت و خود در قلب لشكر علم برافراشت . خالد چون جرأت او بديد زيد بن خطّاب ( 31 ) را به ميمنهء لشكر فرستاد و ميسره به اسامة بن زيد داد . برادرانش را در جناح محكم گردانيد و خود در قلب لشكر بايستاد . از هر دو جانب مبارزان به غرّش در آمدند و به جدال و قتال مشغول شدند . آتش كارزار گرم گشت و لشكرها درهم آميخت . چنان كه از لشكر اسلام قريب سيصد مرد شهيد شدند [ و ] از آن جماعت خلقى كثير با مالك دوزخ ملاقات كردند . از آن جمله محكّم بن طفيل - وزير مسيلمه - كه ثابت بن قيس انصارى بر او حمله كرد و نيزه به تهيگاه او رسانيد - بر خاك افتاد و جان بداد . لشكر مسيلمه دلتنگ شدند و به يك بار حمله كردند . دست غلبه برآورده ، لشكر اسلام را از جاى برداشتند و كس را به كوشش و مبارزت نگذاشتند . در اين حمله هشتاد [ نفر ] از مسلمانان شهيد گشتند . [ 64 ] پس ، لشكر اسلام حمله آوردند و جنگ مردانه كردند و لشكر مسيلمه را از پيش برداشتند . مسيلمه سر برهنه كرده بود و لشكر را به جنگ تحريض مىنمود و رجز مىگفت كه ترجمهاش اين است : رسول پسنديدهء خالقم * نه چون خالد فاجر فاسقم و حمله مىكرد . كفّار با او موافقت نمودند و لشكر اسلام را از يك جانب برداشتند . خالد بر جاى خويش پاى افشرد و مقام خويش به دشمن نسپرد لشكر را آواز داد : اى قرآنخوانان ، از خداى بترسيد و از دشمنان روى مگردانيد كه خداى سبحانه بر شما خشم گيرد و عذر شما نپذيرد .
--> [ ( 63 ) ] ت : قبله ، ل : قبله . [ ( 64 ) ] س . ش : « در اين . . . گشتند » حذف شده است .