أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )

14

الفتوح ( فارسي )

( 1 ) پس ، فرمود تا به اهل ردّت نامه نويسند كه ترجمهء وى اين است : به نام خداوند بخشنده و بخشاينده . [ 35 ] اين نامه [ را ] عبد اللّه پسر عثمان خليفهء رسول خداى محمّد مصطفى ( ص ) مىنويسد به كافهء عرب از خواص و عوام ، چه آنكه برگشته‌اند و چه آنكه اطاعت بر جان نوشته‌اند . آفرين بر آنكه پيرو دين است و دوستدار حقّ و يقين است . بر يگانگى حقّ گواه است و از صدق محمّد مصطفى ( ص ) آگاه است . هر كه روى به حضرت عزّت آرد ، راه راست يابد و هر كه ميل هوى كند ، ادبارش از دين و دنيا جدا كند . بدانيد كه شما را به خداى مىخوانم و از عذاب او مىترسانم . بر شرع محمّد مصطفى ( ص ) حريص مىگردانم كه هر كه را خداى راه ننمايد ، گمراه و بىسامان است و هر كه را او ايمن نكند ، ترسان است . هر كه را او نگاه ندارد ، در عين خذلان است [ 36 ] و هر كه را او راستگوى ندارد ، از جملهء دروغزنان است . هر كه را او اقبال ندهد ، مخذول است و هر كه را او روزى ندهد ، محروم و مجهول است و هر كه را او نصرت ارزانى ندارد ، مجروح و مقتول است . دست در فتراك فرمان خداوند زمين و آسمان زنيد و اقتدا به پيغمبر آخر الزمان كنيد كه هر كه را خداى راه نمود ، هيچ غم ندارد و آنكه گمراهش كرد ، كسش به راه نيارد . به حضرت خلافت خبر رسانيدند از دين برگشتن جماعتى [ را ] بعد از آنكه [ به ] شعار اسلام آراسته شده و بر اعمال خير مواظبت نموده بودند . ليكن بدان لطف ربّانى فريفته شده و قدر طاعت ربّانى ندانستند . ديو در دماغهاى ايشان جاى گرفت و ندانستند كه ابليس دشمن ديرينهء ايشان است و با خون و گوشت به هم در بر و سينهء ايشان . ز دشمنان كهن دوستان نو سازند * به دست ديو بود عقل را گرو كردن [ 37 ] ز مرده زنده شدن ممكن است و ممكن نيست * ز دشمنان كهن دوستان نو كردن زنهار تا غرور ديو نخريد و فرمان ابليس نبريد . خرمن سوخته ، سوخته خرمن خواهد . او جاى خود در دوزخ ديده و عذاب ابد گزيده . بر خود رحمت نكرد ، بر شما هم نكند . اينك خالد وليد را با لشكر جرّار از مهاجر و انصار

--> [ ( 35 ) ] ل . ت . ش : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . [ ( 36 ) ] س : نگاه ندارد گمراه است . [ ( 37 ) ] خ . ل . چ : « ز دشمنان . . . گرو كردن » حذف شده است .