أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )

325

الفتوح ( فارسي )

( 1 ) رسيدن تو بر دل من كار مىكند . ديگر آنكه من عورتى ضعيفم و بىكس . مىترسم كه چنانچه بايد كار تو نتوانم و تو را نيك تجهيز و تكفين نتوانم كرد . ابو ذرّ گفت : اى امّ ذرّ ( 345 ) ، دل قوى دار و گريستن در توقّف انداز كه رسول خدا ( ص ) مرا فرموده است كه وفات تو در غربت باشد و جماعتى از نيكمردان در آن حالت نزديك تو برسند و تو را دفن كنند . اكنون بدان كه چون مرا فرمان حقّ رسد ، تو از كسى يارى خواه تا از گوسفندى چند كه هست يك سر گوسفند ذبح كند و طعامى ترتيب ده . بعد از آن بر سر راه نشين . جماعتى از مسلمانان برسند و بخواهند بگذرند . ايشان را از حال من خبر ده و درخواست كن تا مرا دفن كنند . چون از تدفين من فارغ شوند ، طعامى كه ساخته باشى پيش ايشان آر تا بخورند و بروند . تو در ربذه چندى مقام ساز و بعد به جانب مدينه باز گرد و آنجا مىباش تا وقتى كه تو را فرمان حقّ در رسد . [ 80 ] اين سخنها بگفت و بگذشت - رحمة اللّه عليه . امّ ذرّ همچنانكه ابو ذرّ وصيّت كرده بود فرمود تا گوسفندى را بكشتند و طعامى مهيّا ساخت و بيامد دلتنگ و انديشمند بر سر راه بنشست . ناگاه طايفه‌اى از زيارت كعبهء معظّمه در رسيدند . چون احنف بن قيس تميمى ، صعصعة بن صوحان [ 81 ] العبدىّ ( 346 ) ، خارجة بن الصلت التميمىّ [ 82 ] ، عبد اللّه بن مسلمة التميمىّ [ 83 ] ، هلال بن مالك المزنىّ [ 84 ] ، جرير بن عبد اللّه البجلىّ ، أسود بن زيد النخعىّ [ 85 ] ، و مالك اشتر بن الحارث بن عبد يغوث [ 86 ] النخعىّ آنجا رسيدند . پيرزنى را ديدند كه بر سر راه نشسته . گمان بردند كه مگر محتاج است و از ايشان چيزى خواهد . چون نزديك رسيدند ، امّ ذرّ برخاست و گفت : اى مسلمانان ، ابو ذرّ كه از اصحاب رسول خدا ( ص ) بود اينجا وفات يافته و من منكوحهء اويم . اينجا غريبم و كسى ندارم كه مرا بر دفن او يارى دهد . اگر شما بدين خير قيام نماييد ، از ثواب خالى نخواهد بود . آن قوم چون خبر وفات ابو ذرّ شنيدند ، بگريستند و تأسّفها خوردند و از بارى تعالى او را آمرزش خواستند . پس ، فرود آمدند و ابو ذرّ را شستند . هر كس از ايشان خواست كه كفن ابو ذرّ را از خود ترتيب كند و در آن امر ميان ايشان گفتگوى برفت . عاقبت الامر قرار

--> [ ( 80 ) ] چ : « و آن جا . . . در رسد » حذف شده است . [ ( 81 ) ] خ . ب . س : صعصعة بن صومان . . . [ ( 82 ) ] ت : خارجة بن صامت التيمى ، ل : حارخة بن صامت . . . [ ( 83 ) ] ت . م . ل : عبد الرّحمان بن . . . [ ( 84 ) ] ش . ل : هلال بن حكم . . . [ ( 85 ) ] ت : اسود بن . . . النجعى ، ل . چ . م : اسود بن يزيد . [ ( 86 ) ] ل : مالك . . . عبد يغوب .