أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
301
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) آن جزيره را عمارت كردند و مسجدى در آنجا بنا فرمود . بعد جماعتى از مسلمانان را سلاح و اسلحه داده ، فرمود تا در آنجا باشند و عمارت و زراعت مىكنند . مسلمانان بيست سال آنجا مقام كردند و آن جزيره را بهتر از روش اولين معمور گردانيده ، از ملك روم و غير آن نگاه داشتند . مجاهد مىگويد : در سنهء ثلاث خمسين از هجرت به جزيرهء رودس رسيدم . معمور گشته بود . در آن مسجد [ 119 ب ] كه معاويه ساخته بود بانگ نماز كردم و نماز گزاردم . تبيع [ 48 ] پسر زن ( 324 ) كعب الاحبار [ 49 ] با من بود . او را قرآن تعليم مىدادم . روزى مرا گفت ، اى مجاهد ، مىنگرم كه گويى اين جزيره در اين نزديكيها خراب شود و از آن نشان و اثر نماند . نشان خراب شدن اين جزيره آن است كه روزى بادى سخت در وزيدن آيد و اين زينه پايه را بيندازد . مجاهد مىگويد : بسيار مدّت نگذشت كه روزى بادى عظيم بخاست و آن زينه پايه را بينداخت و هم در آن روز نامهء يزيد بن معاويه رسيد و از وفات پدر خويشتن يعنى معاويه خبر داد . ما از آن خبر دلتنگ شديم و بازگشتيم و بعد ما ، در همان روزها آن جزيره خراب شد . اين بود كيفيّت جزيرهء رودس . جنگ قسطنطين و معاويه در دريا راويان اخبار چنين روايت كنند كه روزى منهيان به امير المؤمنين عثمان ( رضى ) خبر آوردند كه قسطنطين بن هرقل ، ملك روم ، لشكرها جمع كرده ، عزيمت آن دارد كه در درياى عكّا با مسلمانان جنگ كند . امير المؤمنين چون اين خبر يافت نامهاى نوشت به معاويه كه لشكر شام را درهم آرد و كار ايشان را ساخته گردانيده ، دفع پادشاه روم را سعى نمايد . و نامهاى ديگر نوشت به امير مصر ، عبد اللّه بن سعد بن أبى سرح ( 325 ) ، و فرمود
--> [ ( 48 ) ] تمام نسخ : تبّع . [ ( 49 ) ] تمام نسخ : كعب الأحبار .