أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
283
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) چون خبر به شهر مرو رسيد كه طوس و نيشابور عبد اللّه بن عامر را مسلّم شد و آن ولايت به دست مسلمانان آمد و كيفيّت محاربت و كشش و غارت ايشان را معلوم گشت ، ترسيدند و كس نزديك عبد اللّه فرستاده ، از او صلح خواستند بر آن قرار كه هر سال سيصد هزار درم نقد بدهند و گزيت [ 9 ] بر خود بگذارند . ( 287 ) عبد اللّه اجابت كرد و عبد اللّه بن عوف الحنفى [ 10 ] را به امارت مرو فرستاد و بر اين جمله با اهل شهر مصالحه مقرّر گشت . بعد از آن ملك هرات ، كثمود [ 11 ] نام ، به خدمت عبد اللّه آمد و صلح خواست ، بدان شرط كه هرات و پوشنگ را به دو واگذارد و او هر سال هزار درم ادا نمايد . ( 288 ) عبد اللّه عامر بدان رضا داد و او را مثالى نوشت و به هرات باز فرستاد . بعد از آن ملك سرخس ، زادويه [ 12 ] ، به خدمت عبد اللّه آمد و امان خواست ، به شرط آنكه سرخس و رساتيق آن در دست او باشد و او هر سال صد هزار درم نقد و هزار كر گندم و هزار كر جو مىرساند . ( 289 ) عبد اللّه بر اين جمله برفت و او را امان داده ، به جانب سرخس روان كرد و مثالى بر اين قرار نوشته به دو سپرد . بعد از آن ، بهمنه [ 13 ] ، ملك نسا و باورد [ 14 ] به خدمت عبد اللّه رسيد ( 290 ) و از او صلح خواست ، به قرار آنكه هر سال سيصد هزار درم نقد و هزار كر گندم و جو مىرساند . ( 291 ) عبد اللّه قبول كرد و او را مثالى فرموده ، بدان ناحيت باز گردانيد . بعد از آن راويه [ 15 ] ، ملك فارياب و طالقان به خدمت عبد اللّه رسيد و از او صلح خواست ، بر آن قرار كه هر سال دويست هزار درم و پانصد كر گندم و جو مىرساند . عبد اللّه بدان راضى شد و مثالى هم بدين قرار به دو بنوشت و او را به ولايت او باز فرستاد .
--> [ ( 9 ) ] چ : جزيه ، نب : جزيت . [ ( 10 ) ] ت : عبد اللّه . . . الخطىّ . [ ( 11 ) ] ت : كثود ، م . ل : كثمور . [ ( 12 ) ] خ : رادويه ، ت : مايويه . [ ( 13 ) ] خ : مهيه . ت . ب . چ : بهيه . [ ( 14 ) ] ب . ل . ت . چ : ابيورد . [ ( 15 ) ] س . ل : زاويه .