أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
280
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) همگان بر وى قرار گرفته است و به دو راضى گشته ، نخواستم كه مخالفت مسلمانان كنم و فتنهاى بينگيزم . روز ديگر از بيعت ، طلحه از سفر باز رسيد . مردمان او را استقبال كردند و از واقعهء امير المؤمنين عمر او را خبر دادند ، بسيار بگريست . آخر صبر كرد و كلمهء إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ بر زفان راند پس ، پرسيد : در كار خلافت چه انديشه كرديد ؟ گفتند : چنان كه امير المؤمنين عمر فرموده بود سه روز انتظار قدوم تو كرديم ، چون ديرتر رسيدى همگان متفق شديم و با عثمان بن عفّان بيعت كرديم و خلافت برو قرار گرفت . اگر تو را اين مصلحت موافق نيايد ، كار از سر گيريم و به حضور تو اجتماع كنيم تا چنانچه رضاى تو باشد قرار دهيم . طلحه گفت : معاذ اللّه كه من كارى را كه مسلمانان به اتّفاق يك ديگر منتظم گردانيده باشند ، باطل گردانم و كار بر خلاف مسلمانان كنم . عثمان اهل اين كار است و بر او هيچ مزيّت نيست . پس ، خلافت بر عثمان مقرّر گشت و جملهء مسلمانان بر بيعت او راضى و متفق گشتند . 2 . فتوحات اسلام در زمان عثمان فتح خراسان و سيستان در سنهء ثلث و عشرين از هجرت ( 282 ) ، امير المؤمنين عثمان به رتق و فتق امور [ 5 ] شروع نمود . اوّل ابو موسى اشعرى را كه امير المؤمنين عمر ، امارت بصره به دو داده بود ، معزول نمود و به جاى او عبد اللّه بن عامر بن كريز ( 283 ) را نصب فرمود . اين عبد اللّه عامر پسر خال امير المؤمنين عثمان بود و مادر عثمان دختر كريز بن ربيعه بود . عبد اللّه عامر به بصره آمد . او جوانى بود تازه ، و بيست و پنج سال عمر داشت . اهل بصره نزديك او آمدند و شرايط تحيّت به جاى آورده ، ثناها گفتند كه : تو اميرى كامل عقل و بسيار علم ، مصفّا خاطر و تيزفهمى . نرمى را با درشتى آميخته و درشتى را با نرمى . صدق را با عفاف ، تواضع را با توانگرى ، معرفت را با شرايط دين [ 6 ] ، و
--> [ ( 5 ) ] ت : عثمان در نسق و سرانجام امور . [ ( 6 ) ] چ : « معرفت را با شرايط دين » حذف شده است .