أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
243
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) روى به كارزار آوردند . مبارزى از اساورهء فرس بيرون آمد بر اسبى بلند و نيكو برنشسته در ميان دو صف بايستاد . خود را و پادشاهان عجم را بستود و به نام آورى نام خود بلند گفت كه : من پوران پسر گودرزم . [ 281 ] اى اهل عرب ، ميان شما مبارز كيست كه در ميدان آيد ؟ مسلمانان لاف و گزاف او بشنيدند و به جنگ او مبادرت ننمودند . پوران بر لشكر اسلام حمله آورد و از يك جانب به جانب ديگر بيرون شد ، باز خود را در صف مسلمانان انداخت و مردى را از پشت اسب بربود و به لشكرگاه خود برد تا او را كشتند . پس ، بازگشت و ميان دو صف بيامد و مبارز خواست . چون او را اجابت نكردند ، نوبت ديگر به لشكر اسلام حمله آورد و يكى را ربوده از جانبى ديگر به لشكر خويش آورد . چون سيّوم بار بر لشكر مسلمانان حمله آورد و خواست همان كند كه اوّل كرده بود ، عمرو بن معدى كرب از پى او در تاخت و صمصام خويشتن بر فرق [ 282 ] او فرود آورد چنانچه از خود گذشته سرش را بشكافت تا به سينهء او رسيد . پوران از اسب بيفتاد و جان به مالك دوزخ سپرد . عمرو معدى كرب [ 283 ] از اسب پياده شد و سلاح او بيرون كرد . گويند كمرى بر ميان پوران بود كه عمرو بگرفت ، به هفت هزار دينار قيمت كردند . چون پوران به دست عمرو بن معدى كرب كشته شد لشكر فرس حمله آورده نزديك به صفهاى مسلمانان آمدند ، تير باران نمودند و خلقى را مجروح كردند . چون كفّار بر تواتر تير مىانداختند و هيچ خطايى نمىكردند ، مسلمانان خسته شدند . عمرو معدى كرب آواز داد : اى مسلمانان و اى قرآنخوانان ، چگونه بايد تصوّر كرد كه اهالى فرس از شما در جنگ صبورتر و حريصتر باشند و شما چنين بيدل و خسته جگر ؟ ذكر زنان و فرزندان خويش فراموش كنيد و از ايشان بيم مداريد و روى به جنگ آريد كه هر كس در اين جنگ از شما كشته شود شهيد خواهد بود و به نام نيكو در جهان مشهور خواهد گشت . اين بگفت و پياده شد و جمعى از ياران او نيز پياده شدند . جماعتى از مبارزان عجم با شوكت تمام روى به عمرو معدى كرب و آن جماعت آوردند . با ايشان سى پيل جنگى همراه بود و به هر پيل چند كس از [ 99 ب ] اساوره و مرازبه نشسته . پس ، بر عمرو معدى حمله كردند . عمرو [ 284 ] حملهء ايشان را پاى ثابت بداشت و با ايشان جنگ
--> [ ( 281 ) ] ت : گودرم . [ ( 282 ) ] چ : فراق . [ ( 283 ) ] ت : عمرو مسعدى . . . [ ( 284 ) ] ت : عمر .