أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
203
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) خويشاوندان عظيم گرمدل و مهربان است و مسلمانان امّت محمّد رسول اللّه ( ص ) از او آسودهخاطر و خوشحالند و رعايت صلهء رحم چنانچه شايد و بايد به جاى مىآورد . پس ، امير المؤمنين وثيقتنامهاى نوشت به معاوية بن ابى سفيان بدين مضمون : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . من عبد اللّه امير المؤمنين عمر إلى معاوية بن أبى سفيان . امّا بعد ، بداند معاويه كه خداى تعالى اسلام را عزيز گردانيد و مشركان را خوار نمود . وعدهء خويشتن به وفا رسانيد . امّت پيغمبر خود را خبر داد از فتح ولايت شام و غير آن و از حاصل گشتن اموال و خزاين جبّاران [ 207 ] ، همچنانكه فرمود و بشارت داد ، به دست ما مسلّم گشت . خصوصا شهر قيساريّه از ولايت شام كه استحكام و حصانت آن معلوم است و روميان را از آن اعتبارى ، چنانچه شهرى به آن حصانت در آن صفحات نيست ، مسخّر گشت . حال در فتح عسقلان ( 215 ) و غزّه ( 216 ) و مضافات آن همّت بايد گماشت ؛ زيرا كه رسول خدا ( ص ) فرموده كه شما را در شام فتحها باشد و بشارت مىدهم به فتح دو عروس يعنى غزّه و عسقلان [ 208 ] ، و هم آن حضرت فرموده است كه زود باشد كه جماعتى از امّت من در كنار دريا ساكن شوند . بر شما باد مقام عسقلان . و هم حضرت رسول ( ص ) فرموده كه چون نايره فتنه در مشرق و مغرب افروخته شود و مقام در شهرها و روستاها متعذّر گردد بر شما باد كه در عسقلان مقام سازيد . هر چيز را بالايىست ، بالاى ولايت شام عسقلان است ؛ چون بر مضمون اين نامه وقوف يا بى مىبايد بىتوقّف به جانب عسقلان روان شوى و در استخلاص آن مواضع و مضافات جدّ و جهد نمايى . باشد كه خداى تعالى آن ولايت را بر دست تو فتح كند و چون بدان موضع رسى مىبايد كه مرا از احوال و اخبار آن جا همه روزه اعلام دهى . و السّلام . چون خطاب امير المؤمنين عمر به معاويه رسيد بىتأخير و توقّف با لشكرى كه داشت به
--> [ ( 207 ) ] ل : و از تجمع خزاين پادشاهان . [ ( 208 ) ] ب : عشقلان .