أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )

140

الفتوح ( فارسي )

( 1 ) فرشتگان مدد دهد تا اين دشمنان را هلاك گردانيم ؛ وَ ما ذلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ . فتح حلب به دست أبو عبيده جرّاح أبو عبيده و مسلمانان در حال استماع خواب يزيد خولانى بودند كه خبرداران خبر آوردند كه كافران به تعبيهء تمام روى به ميدان آورده‌اند . اتّفاقا آن روز هوا نيز ظلمتى داشت و غبارى تيره و ابرى سياه . ماهان لشكر روم را به بيست صف گردانيد و در هر صفى بيست هزار مرد جنگى قرار داد . ميمنهء لشكر به قنطار [ 106 ] و جرجير [ 107 ] داد و ميسره را به سرخش و دريجان داد كه چهار وزراى ملك هرقل بودند و جناح به جبلة الأيهم غسّانى و جماعتى از مردان كار سپرد و جناح ميسره به علقمة بن المنذر الجرامىّ و قوم او داد و بر هر موضعى از آن بيست صف بطريقى را متوكّل كرد كه ايشان را بر جايگاه نگاه دارد و بر جنگ تحريص نمايد . ماهان خود نيز در پيش صفوف بايستاد بر اسبى بزرگ برنشسته ، زين و لگام مرصّع به جواهر ، زرهى فراخ پوشيده ، ديبايى زربفت بر زره انداخته ، شمشيرى مذهّب و مرصّع حمايل كرده ، و تاجى از جواهر آبدار بر سر نهاده كه لشكر اسلام به تعجّب مىنگريستند . كثرت اين لشكر به حدّى بود كه ديدهء هيچ بيننده‌اى چنان ازدحامى نديده . گويى آن لشكر سيلابى بود يا شبى تيره با هول و مهابت . [ 51 الف ] از آن طرف ، مسلمانان نيز صفها بر آراستند و در مقابل كفّار بايستادند . پس ، ابو عبيده تعبيهء لشكر خويش راست كرد . ميمنه به عمرو عاص و يزيد بن ابى سفيان داد و ده هزار مرد از مهاجر در ميمنه مرتّب گردانيد . يعنى هيچ كس نبود بر ميمنه كه از مهاجر نبود و يا از خويشان و موالى و اقربا و متّصلان ايشان . ميسره به معاذ بن جبل و يزيد بن صامت الأنصارى داد و ده هزار مرد از انصار بر ميسره قايم گردانيد ، جمله انصار و موالى و اقربا و متعلقان ايشان بودند . جناح به شرحبيل بن حسنه داد با سه هزار سوار و جناح ميسره به سعيد بن عامر داد با سه هزار . سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل ( 158 ) را با چهار هزار سوار در كمين نشاند ؛ اين جمله سى هزار شد [ 108 ] و خويشتن با سيزده هزار سوار در قلب

--> [ ( 106 ) ] چ : قناطر . [ ( 107 ) ] ت . چ : جرجين . [ ( 108 ) ] ب . ت : « اين جمله . . . شد » حذف شده است .