أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
68
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) گفت : اين صورت ابراهيم است . پس ، در ديگرى بگشاد و پارهاى حرير سفيد بيرون آورد . صورت مردى گندمگون ، مشكين موى ، و بلند قامت با محاسنى انبوه بنمود و گفت : اين صورت موسى بن عمران است . بدين گونه صورت بسيارى از انبيا را بنمود ، آنگاه در آخرين از آن صندوق بگشاد [ و ] پارهاى حرير سبز ، كنارههاى آن به زر گرفته بيرون آورد . صورت مردى گندمگون ، فراخ چشم ، پيوسته ابرو ، گشادهروى ، و معتدل قامت ؛ گويى كه روى او در روشنى و خوبى ماه تابان است نمايان شد . هرقل گفت : اين صورت كيست ؟ چون مسلمانان در آن صورت بنگريستند همه بىخود بگريستند چنان كه آوازه گريهء ايشان بلند شد . مردم آن صورت را بوسه مىدادند و آن شمايل را به چشم و ابرو مىماليدند . هرقل گفت : سبب گريهء شما چيست ؟ مگر اين صورت را مىشناسيد ؟ هشام گفت : اين صورت صورت پيغمبر ما محمّد مصطفى ( ص ) است . گويى او را به مشاهده مىبينيم و او [ هم ] ما را مىبيند . [ 149 ] اى هرقل ما را خبر ده كه تو اين [ 25 ب ] صورتها را از كجا يافتى ؟ هرقل گفت : اللّه تعالى آدم ( ع ) را برگزيد و بر او منّت نهاد كه از براى بشر چندين پيامبران بيافرينم كه مقربان درگاه ما باشند . آدم ( ع ) مناجات كرد كه پيش از آنكه ايشان را به ظهور آرى صورت ايشان را به ما باز نماى . خداى عزّ و جلّ دعاى او مستجاب كرده جبرئيل ( ع ) را فرمان داد تا در بهشت رود و صورتهاى پيغمبران را بر پارهاى حرير نگاشته ، پيش او آورد . جبرئيل ( ع ) صورتهاى پيغمبران را از بهشت آورده به آدم ( ع ) سپرد . آدم ( ع ) هر [ يك از ] آن حرير [ ها ] را مىگشاد و آن صورتها [ را ] مىديد و آنها را در صندوق مىنهاد . چون آدم ( ع ) از اين عالم رحلت فرمود به پيغامبران ديگر ميراث مىرسيد تا از ايشان به ذو القرنين رسيد و از او به پدران ما ميراث رسيد ، تاكنون كه ميراث به من رسيده است . به خداى كه اگر دل از اين مملكت بر توانستمى گرفت ، با شما به هم بيامدى و روا داشتمى كه غلامترين كس از آن شما بودمى به حكم آنكه ، چون شما صورت پيغمبر خود مشاهده كرديد بشناختيد و به اشتياق به خاطر او زار بگريستيد . لكن
--> [ ( 149 ) ] ت : و او را و ما را مىبيند .