ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
73
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) شدم . شتر به سرفه افتاد و براى ادرار كردن ايستاد . از آن پياده شدم و بر ناقهيى سوار شدم و رهايى يافتم . آنان شتران را گرفتند و پيش انداختند و بردند . من به حضور پيامبر آمدم و مسلمان شدم و چون شتران را هنوز بخش نكرده بودند به من برگرداندند . گويد : جوّاب پسر عماره مىگفته است من و حسن برادرم آن ناقه را كه پدرم عماره در آن روز سوار آن شده بود ديديم . جراح بن مخلد در پى حديث خود مىافزوده است كه از مردى از مازنىها شنيدم كه مىگفت * نام آبى كه ايشان كنار آن زندگى مىكردهاند عجلز و بالاتر از قريتين بوده است . « 1 » اسمر بن مضرّس گويد محمد بن بشّار بصرى ، از عبد الحميد بن عبد الواحد ، از گفتهء مادرش جنوب دختر نميلة ، از مادرش سويده دختر جابر و او از گفتهء مادرش عقيلة دختر اسمر بن مضرس ما را خبر داد كه اسمر مىگفته است * به حضور پيامبر رفتم و با ايشان بيعت كردم . فرمود : هر كس - براى آباد كردن - بر زمينى پيشى بگيرد كه مسلمان ديگرى بر آن پيشى نگرفته باشد آن زمين از خود اوست . گويد : مردم شتاب كردند و زمينهايى را براى خود مشخص ساختند . عمرو بن عمير با پيامبر ( ص ) مصاحبت داشته و از ايشان حديثى نقل كرده است . آن حديث را حماد بن سلمه از ثابت ، از ابو زيد مدنى ، از عمرو بن عمير نقل كرده كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) سه روز از اصحاب خود كناره گرفته بودند و آن حضرت را فقط به هنگام نماز مىديدند . به ايشان گفتند : سه روز است كه جز در نماز شما را نديدهايم . فرمود : خداى من مرا وعده داد كه هفتاد هزار تن از امتم را بدون حساب وارد بهشت مىكند . گفته شد آنان كيستند ؟ فرمود : كسانى هستند كه بر خود تعويذ و كاغذ دعا نمىبندند
--> ( 1 ) نام دو دهكده ميان راه بصره به مكه كه يكى را عبد الله بن عامر بن كريز و ديگرى را جعفر بن سليمان ساخته بودند و داراى نخلستان فراوان بوده است به معجم البلدان ، ج 7 ، ص 70 مراجعه فرماييد .