ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
60
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) جمعه است آن را رها نكند كه آن هم همچون حج فريضه و واجب است . گويد موسى بن اسماعيل ، از گفتهء حازم بن قاسم ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو عسيب را ديدم كه در قدحى ضخيم كه آن را تراش نداده بودند آب مىنوشيد . او را گفتيم چه مانعى دارد كه در اين كاسههاى ظريف و تراش داده ما آب بياشامى ؟ گفت : چه چيزى مرا از خوردن و آشاميدن در همين كاسه مانع است كه خودم حضرت ختمى مرتبت را ديدم در اين كاسه - كاسهيى مثل اين كاسه - آب مىآشامد . گويد موسى بن اسماعيل ، از گفتهء حازم بن قاسم ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو عسيب خدمتگزار رسول خدا را ديدم كه موهاى سر و ريش و سبيل خود را با رنگ زرد خضاب مىبست و از او شنيدم مىگفت هر كس تندرست و تواناى رفتن به نماز جمعه است آنها را رها نكند كه همچون حج واجب است . حازم بن قاسم مىگويد : موهاى اطراف سبيل و شارب ابو عسيب و ناخنهاى او را ما كوتاه مىكرديم . گويد موسى بن اسماعيل ما را خبر داد و گفت مسلمه دختر زبّان قريعى براى ما نقل كرد كه از ميمونه دختر ابو عسيب شنيدم كه مىگفت * ابو عسيب سه روز پيوسته روزه مىگرفت - يعنى روزه مستحبى - و در فاصله صبح تا ظهر ايستاده نماز مىگزارد و چون ناتوان شد نشسته نماز مىخواند و ايام البيض را روزه مىگرفت . در پايان عمر صدايش به كسى نمىرسيد زنگولهيى كنار تخت بود كه آن را به صدا درمىآورد و دخترش ميمونه به يارى او مىآمد . نمير خزاعى گويد فضل بن دكين ما را خبر داد و گفت عصام بن قدامة ، از گفتهء مالك پسر نمير خزاعى كه از مردم بصره بود براى ما نقل كرد كه * پدرش حضرت رسول را در حال نماز ديده است كه ساعد دست راست خود را در حال تشهد بر ران راست خود نهاده و انگشت شهادت را بلند كرده و دعا مىفرموده است و كمى انگشت خود را كژ قرار مىداده است . « 1 »
--> ( 1 ) حركت دادن و خم كردن و شكستن انگشت كه صدا دهد در مذهب شيعه ناپسند و انجام ندادن آن سنت است . به شيخ طوسى ، رسائل العشر ، چاپ قم ، ص 185 مراجعه شود .