ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

57

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) از گفتهء خود قيله دختر مخرمة براى ما حكايت كرد . « 1 » حرملة بن عبد اللّه كعبى از تيره كعب بلعنبر است . او به حضور پيامبر ( ص ) رفت و چندان در محضر ايشان ماند كه حضرت او را شناخت . حرمله از رسول خدا پرسش و روايت كرده است . عبد اللّه بن سبرة گويد عمرو بن عاصم كلابى ، از گفته معتمر بن سليمان ، از ابن نسيب سلمى ، از مسلم پسر عبد اللّه بن سبرة ، از پدرش ما را خبر داد كه شنيده است * رسول خدا مىفرموده است : « خداوند شما را از سه چيز نهى فرموده است ، از بسيار پرسيدن و تباه كردن مال و پيروى كردن قيل و قال » عبد اللّه بن سرجس گويد عارم بن فضل ، از گفتهء حماد بن زيد ، از عاصم ، از عبد اللّه بن سرجس ما را خبر داد كه مىگفته است * به حضور حضرت ختمى مرتبت كه نشسته بود رفتم . دور زدم و پشت سر ايشان ايستادم منظورم را دانست و رداى خود را از دوش افكند بر خاتم نبوت كه بيخ كتف چپ يا راست آن حضرت بود نگاه كردم به اندازه كف دستى بود . اطراف آنها خالهايى همچون زگيل بود . برگشتم و رو به روى ايشان ايستادم و گفتم : اى رسول خدا ! خدايت بيامرزاد . فرمود : و تو را . گويد يكى از حاضران به عبد اللّه گفت : رسول خدا براى تو آمرزش خواهى فرمود ؟ گفت : آرى و براى شما هم . و سپس اين آيه را خواند كه « براى لغزش خود و مردان و زنان مؤمن آمرزش خواهى كن » « 2 »

--> ( 1 ) معلوم مىشود پدر و مادر عبد اللّه بن حسان پسر خاله و دختر خاله بوده‌اند . محمد بن سعد موضوع اين گفتگو و بگو مگو را در جلد اول طبقات ، مبحث آمدن نمايندگان در شرح آمدن نمايندگان شيبان ، ترجمه ج 1 ، ص 304 مفصل آورده است . ( 2 ) بخشى از آيه نوزدهم ، سوره چهل و هفتم - محمد ( ص ) .